تبليغاتX
پورتال تخصصی مهندسی عمران و معماری var ie4=document.all&&!document.getElementById; var DOM2=document.getElementById; var faderdelay=0; var index=0;

Siville, Spain 1987-1992

River Guadalquivir

Motor and Pedestrian Bridge

Maximum Span 200m 656 ft                  

                                         

زماني كه اسپانيا براي ميزباني نمايشگاه اکسپو سال 1992 انتخاب شد، ساختن پل‌هاي جديد براي دسترسي به جزيره‌اي بزرگ ولي دورافتاده و متروك بر روي رودخانه‌‌ي Guadalquivir در Seville قسمت بزرگي از تداركات مربوط به نمايشگاه محسوب مي‌شد.
چهار پل جديد ساخته شد كه دو پل توسط كالاتراوا طراحي شده بود. پل Alamillo بزرگترين و وسيع‌ترين آن مي‌باشد.
اين پل توسط سانتياگو كالاتراوا كه قبلاً به خاطر ساختن چندين ايستگاه و فرودگاه و پل و همچنين پل‌سازي روي رودخانه‌‌ي Guadalquivirمشهور شده بود طراحي شده و اكنون به عنوان يك سمبل چشم‌انداز مهم و نشانه‌اي از مدنيت و هنر معماري و مهندسي محسوب مي‌شود.

           


پل Alamillo که يك پل سواره- پیاده رو است شهر Siville را به جزيره‌ي Cartuja كه نمايشگاه در آن برگزار شد متصل مي‌كند.
طرح جسارت‌آميز و تحرك‌برانگيز موجود در پروژه، توجه همه را از ابتداي طراحي به پل Alamillo معطوف داشته است. احداث پل در يك منطقه‌ي دورافتاده‌ي شهر از اهميت اساسي در احياي ناحيه‌اي كه رو به نابودي داشت برخوردار است

طرح اصلي كالاتراوا يك جفت پل متقارن در دو طرف جزيره‌ي La Cartuja بود كه 5/1 كيلومتر از هم فاصله داشت اما در حقيقت يكي از آن‌ها ساخته شد. آنچه مسلم است نقطه قوت و برجسته طرح پل Alamillo در قرينه‌اي بودن آن است.

تنها ستون پل كه با زاويه‌اي 58 درجه‌اي به طرف بيرون رودخانه متمايل است، دهانه‌ي پل به طول 200 متر را با 13 جفت كابل نگهداري مي‌كند. اين تمايل به عقب حس حركت و مراقبت را به كل ساختار مي‌دهد و باعث مي‌شود اين قسمت يك نگهدارنده‌ي ساده‌ي ساكن به نظر نرسد. علاوه بر آن وزن و شيب آن نقش مهمي در ايجاد تعادل بين ستون و سواره‌رو ايفا كرده و تقارن ساختاري را غيرضروري مي‌سازد.

نكته‌ي مهم ديگر اينكه نيروهاي افقي ايجاد شده توسط ستون و دهانه توسط كابلهاي تحت كشش متعادل مي‌شود. بنابراين پايه‌ها تنها تحت تأثير بارهاي عمودي قرار مي‌گيرند.

این رویکرد کالاتراوا ساختار پل را شبيه يك چنگ عظيم كرده. این پل در نوع خود بی نظیر است و سازه ای مشابه آن وجود ندارد.

كالاتراوا پل را نه‌تنها به عنوان عامل ارتباطی، بلكه الماني براي منظرسازی و ایجاد نشانه شهری و عاملي محرك براي ترقي در آن منطقه در نظر گرفت. ستون سيماني و فولادي آن به عنوان يك سمبل و نشانه از شهر قديمي Seville قابل رؤيت است.

در طي نمايشگاه اکسپو 1992 ،در حقيقت ساخت جاده‌هاي جديد ، پل های متعدد از جمله پل Alamillo ، هتلها و پاركها به معرفي معماري در منطقه و ارتقاء ارزش آن كمك فراوان نمود.

اين پل به طور كامل روش معماري كالاتراوا را منعكس مي‌كند كه در جهت ابداع فرمهاي سبك هدايت شده است. فرمي كه ايده‌ي حركت و نوآوري در تكنولوژي را مي‌رساند.

http://www.civil-omran.blogfa.com/

+ نوشته شده در  ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

در طراحی نمونه اولیه این خانه نامتعارف،که یک ترکیب موفق از تکنولوژی مدرن با توجه به حفظ محیط زیست است ، معماران کالیفرنیایی لیزا ایواموتو و کریاگ اسکات از فرم مرجانهای دریایی الهام گرفتند.مانند نرم تنان دریایی که معمولا به کلی از آب تشکیل شده اند، خانه آبی مرجانی بیشتر بر پایه اجزاء مایع تشکیل شده است.
به کمک پوسته هوشمند بیرونی (که در نتیجه محاسبات و دیاگرام های پیچیده ریاضی به دست آمده است) و سیستم فیلتر کننده آینده نگر (که از خواص دی اکسید تیتانیوم برای فیلتر اشعه ماوراء بنفش استفاده می کند)، آب باران از طریق سقف به داخل دیوارها منتقل می شود و در آنجا تصفیه و انبار می شود. این آب بعدا برای مقاصدی مانند تغذیه سیستمهای گرمایشی و سرمایشی ساختمان استفاده می شود. این ساختمان برای استفاده در جزیره تریشور طراحی شده است، یک جزیره مصنوعی در خلیج سانفرانسیسکو که به وسیله یک تنگه به جزیره یربا بوانا مرتبط است و زمانی در استفاده ارتش ایالات متحده بود. بعد از تخلیه ارتش امریکا، شرکت لنار، یکی از تشکیلات ساختمانی مطرح امریکا تصمیم گرفت که جزیره را به یک منطقه مسکونی و چندملیتی تبدیل کند.

                                 

ادامه عكس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

تنها زماني مي‌توانيم بدون دردسر با ديگر شهروندان در يك‌جا و يك شهر زندگي كنيم كه به حق و حقوق خود نسبت به هم آشنا باشيم.

هرچه شهرها بزرگ‌تر و مهاجرپذيرتر باشند، ابهامات و پيچيدگي‌هاي قانوني در آنها بيشتر است. در اين ميان شهروندان شهرهاي بزرگ كم‌و بيش با مشكلات و اختلافات مالك و مستاجر روبه‌رو شده‌اند. اكثر اين اختلافات ناشي از عدم

شناخت دو طرف به قوانين وضع شده درباره رفتار بين مالك و مستاجر است. چه بسا اگر اين دو گروه از جامعه بدانند براي همه موضوعاتي كه ممكن است روزي باعث بروز اختلاف بين دو طرف شود، قانون مشخص و مدوني وجود دارد، هرگز با يكديگر درگير نخواهند شد.

در اين گزارش آنچه در كتاب قانون در اين‌باره آمده را مي‌خوانيد.

اجاره چيست؟

اجاره از جمله عقود معيني است كه امروزه با گسترش زندگي اجتماعي كاربرد فراواني دارد. ماده 466 قانون مدني در تعريف اجاره مي‌گويد: اجاره عقدي است كه به موجب آن مستاجر مالك منافع عين مستاجره مي‌شود. اجاره‌دهنده را موجر و اجاره‌كننده را مستاجر و مورد اجاره را عين مستاجره مي‌گويند.

تخليه چيست؟

براساس ماده 92 و 93 قانون ثبت و ماده يك آيين‌نامه اجراي مفاد اسناد رسمي، كليه اجاره‌نامه‌هاي رسمي (اجاره‌نامه‌هايي كه در دفاتر اسناد رسمي ثبت شده است) در ادارات ثبت، قابل پذيرش است. اعم از اينكه عين‌مستاجره به ثبت رسيده باشد يا خير. بنابراين چنانچه اجاره‌نامه‌اي عادي باشد اعم از اينكه در دفاتر مشاورين املاك تنظيم شده باشد يا اشخاص خود با توافق آن را تنظيم كرده باشند، ادارات ثبت از پذيرش و اجراي آن معذورند.
مالك با توجه به شرايط و دلايل خود براي تخليه واحد مسكوني مي‌تواند از طريق اداره ثبت اقدام نمايد و دفتر اسناد رسمي در صورت صحت مدارك نسبت به اجراي حكم تخليه اقدام مي‌كند. از اين‌رو موجر مي‌تواند جهت تخليه، علاوه بر اداره ثبت موضوع را از طريق محاكم دادگستري پيگيري كند كه بسته به مورد و شرايط آن به اداره ثبت و يا محاكم دادگستري مراجعه مي‌كند.

قوانين حاكم بر اجاره

اجاره يك امر حقوقي است و مهمترين قانوني كه در مورد اجاره وجود دارد قسمت اجاره قانون مدني است كه به عنوان يك قانون‌ مادر شناخته مي‌شود و در حال حاضر علاوه بر اين قانون، 3 قانون ديگر نيز روابط استيجاري حاكم ميان مالك و مستاجر را توصيف مي‌كند.

1 - قانون روابط موجر و مستاجر مصوب دوم مرداد سال 1356

2 - قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 13 ارديبهشت سال 1362

3 - قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 26 مرداد سال 1376

مكان‌هاي مسكوني، مكان‌هايي هستند كه براي سكونت در نظر گرفته مي‌شوند و كاربرد آن مسكوني است. پس از قانون سال 1339 و با تصويب قانون سال 1356، اجاره‌ مكان‌هاي مسكوني از شمول اين قانون خارج شد و به قانون مدني پيوست و با تصويب قانون سال‌62 دوباره مشمول اين قانون شد. در همه اين موارد بحث استثنا و شموليت قرار دارد.
در تبصره يك ماده 8 قانون روابط مالك و مستاجر مصوب 1362 نيز آمده است: «در صورتي كه عين مستاجره براي مقصودي غير از كسب يا پيشه يا تجارت، اجاره داده شود، از هر حيث تابع مقررات مربوط به اجاره محل است.
در صورت عدم پرداخت اجاره‌بها، دفاتر اسناد رسمي ابتدا اخطاري براي مستاجر ارسال و در آن متذكر مي‌شوند كه چنانچه ظرف مهلت 10‌روز پس از ابلاغ اخطاريه نسبت به صدور اجرائيه آن اقدام خواهد شد.
لذا چنانچه مستاجر ظرف مهلت مقرر فوق اجاره بها را پرداخت نكند، برحسب تقاضاي موجر دفتر اسناد رسمي تنظيم‌كننده سند اجاره نسبت به صدور اجرائيه تخليه اقدام خواهد كرد. اما با توجه به آنچه كه ذكر شد قوانين حاكم بر اجاره، هر كدام شامل موارد خاص خود مي‌شوند و تحت شرايطي اجرائيه تخليه صادر خواهد شد كه در ذيل ذكر مي‌گردد:
قانونگذار در قانون سال 1356 فقط به اماكن تجاري و اداري توجه كرده است و همچنين به موجب اين قانون به دليل عدم پرداخت اجاره‌بها مي‌توان اجرائيه تخليه صادر كرد.
اما قانونگذار در قانون سال 1362 فقط به اماكن مسكوني توجه كرده و خلاء موارد مسكوني در قانون سال 56 را برطرف كرده است. اين قانون پس از تصويب به زمان ماقبل خود هم تسري داده شده و مشمول اجاره‌هايي كه به تصرف متصرف داده شده گرديد. همچنين به موجب اين قانون دليل تقاضاي تخليه هر دو مورد، انقضاي مدت اجاره و همچنين عدم پرداخت اجاره بها است. قانونگذار در قانون سال 1376 مشكل دوگانگي كاربري مسكوني و تجاري – اداري و تخليه به دليل انقضاي مدت و عدم پرداخت اجاره‌بها از طرف ديگر برطرف نمود و عين مستاجره اعم از مسكوني يا تجاري – اداري به هر دو دليل انقضاي مدت و عدم پرداخت اجاره بها با درخواست موجر تخليه مي‌گردد.
ماده يك اين قانون در اين‌باره مي‌گويد: از تاريخ لازم‌الاجرا شدن اين قانون، اجاره كليه اماكن اعم از مسكوني، تجاري، محل كسب، اماكن آموزشي، خوابگاه‌هاي دانشجويي و ساختمان‌هاي دولتي و نظاير آن با قرارداد رسمي يا عادي منعقد مي‌شود. تابع قانون مدني و مقررات مندرج در اين قانون و شرايط مقرر بين موجر و مستاجر خواهد بود.
به موجب بند 2 ماده 2 آيين‌نامه اجرايي قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 19 ارديبهشت سال 78 چنانچه انتقال منافع بعد از تصويب قانون سال 76 و اين انتقال مرتبط با اجاره‌نامه قبلي يا با رضايت موجر بوده باشد، مشمول قوانين زمان تنظيم اجاره‌‌نامه قبل مي‌گردد. يعني در واقع اجاره‌نامه جديد به اجاره‌نامه قديم اتصال پيدا مي‌كند. به موجب ماده 3 اين آيين‌نامه پس از انقضاي مدت اجاره‌ بنا به تقاضاي موجر يا قائم‌مقام قانوني وي، تخليه عين مستاجره در اجاره يا سند رسمي توسط دواير اجراي ثبت ظرف يك هفته و در اجاره با سند عادي ظرف يك هفته پس از تقديم دادخواست، تخليه به دستور مقام قضايي توسط ضابطين قوه قضائيه انجام خواهد گرفت.

همچنين به موجب ماده 4 اين قانون، قانونگذار پيش‌بيني كرده است: در صورتي‌كه موجر مبلغي به عنوان وديعه يا تضمين يا قرض‌الحسنه يا سند تعهدآور مشابه آن را از مستاجر دريافت كرده باشد تخليه و تحويل مورد اجاره به موجر، موكول به استرداد سند يا وجه مذكور به مستاجر يا سپردن آن به دايره اجرا است. چنانچه موجر مدعي ورود خسارت به عين مستاجره از ناحيه مستاجر يا عدم پرداخت مال‌الاجاره يا بدهي بابت قبوض تلفن، آب، برق و گاز مصرفي بوده و متقاضي جبران خسارات وارده يا پرداخت بدهي‌هاي فوق از محل وجوه ياد شده باشد، موظف است همزمان با توديع وجه يا سند، گواهي دفتر شعبه دادگاه صالح را مبني بر تسليم دادخواست مطالبه ضرر و زيان به ميزان مورد ادعا به دايره اجرا تحويل نمايد. در اين صورت دايره اجرا از تسليم وجه يا سند به مستاجر به همان ميزان خودداري و پس از صدور راي دادگاه و كسر مطالبات موجر اقدام به رد آن به مستاجر خواهد كرد.

آخرين ماده اين قانون تصريح مي‌كند: چنانچه مستاجر در مورد مفاد قرارداد ارائه شده از سوي موجر، مدعي هرگونه حقي باشد، ضمن اجراي دستور تخليه شكايت خود را به دادگاه صالح تقديم و پس از اثبات حق مورد ادعا و نيز جبران خسارات وارده حكم مقتضي صادر مي‌شود.

نقص و خلاء قوانين حاكم بر اجاره از طرفي و از طرف ديگر در برخي موارد به دليل تعارض در قوانين موجر دعاوي تخليه مورد اجاره بسياري از دعاوي محاكم دادگستري را تشكيل مي‌دهد و اين به دليل آن است كه هر يك از دو طرف موجر و مستاجر با توجه به آنچه ذكر شده سعي دارند به هر نحو ممكن قانون را به نفع خود تفسير نمايند.
براي اينكه از آمار دعاوي كاسته شود بهتر است قوانين موجود حاكم بر اجاره با در نظر گرفتن نشان حقوقي و قضايي به نحوي مطلوب با هم تجميع شوند و قانون واحدي ارائه گردد، هر چند كه ممكن است برخي در مورد اجاره‌هاي سابق اعم از موجر و مستاجر از قانون وضع شده احساس ضرر و زيان كنند، اما يك قانون حاكم در هر حال بهتر از وجود چند قانون است.

منبع: همشهري آن‌لاين

+ نوشته شده در  ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

فهرست مطالب :

سيستم تصوير استوانه‌اي لامبرت

سيستم تصوير استوانه‌اي مرکاتور

سيستم تصويرهاي مخروطي

تصوير مخروطي با يک مدار استاندارد

سيستم تصوير هم مساحت لامبرت

خواص سيستم‌هاي تصوير

طبقه بندي سيستم‌هاي تصوير

سيستم تصويرهاي استوانه‌اي

سيستم تصوير استوانه‌اي ساده

تصوير مخروطي با دو مدار استاندارد

تصوير مخروطي(BONNE)

سيستم تصويرهاي سمتي يا صفحه اي

 

سيستم‌هاي تصوير:

يکي از مهمترين اهداف‌ کارتوگرافي نمايش کره زمين است. درعلم تهيه نقشه، براي نمايش زمين و ساير کرات آسماني که داراي حجم بسيار بزرگي هستند، به جاي بزرگنمايي، از کوچک کردن استفاده مي‌شود که با اين کار، مي‌توان تمام يا قسمتي از کره را رويت نمود. از آنجا که اغلب اجرام آسماني اصولا شکل کروي دارند يکي از راه‌هاي رويت کامل آن‌ها تهيه نقشه کروي(کره جغرافيايي) است که کليه اندازه ها به يک نسبت کوچک مي‌شوند.

 

سيستم تصويري صفحه صاف_نمايش سيستم تصويري مخروطي

نمايش سيستم تصويري صفحه صاف_نمايش سيستم تصويري مخروطي_نمايش سيستم تصويري استوانه‌اي

 

سيستم تصوير استوانه‌اي لامبرت:

در تصوير استوانه‌اي هم‌مساحت لامبرت، مرکز نور در بينهايت قرار دارد و صفحات موازي مدارات، سطح استوانه را قطع کرده و تصوير مدارها را بر روي استوانه تشکيل مي‌دهند. نصف‌النهارها به صورت خطوط مستقيم عمود بر مدارها هستند. هر قدر به قطب نزديک شويم، فاصله مدارها کوتاهتر شده ولي فاصله نصف النهارها با هم برابر هستند. مقياس در طول خط استوا صحيح بوده و تغييرات مقياس در راستاي مدار و نصف النهار يكديگر را جبران مي‌نمايند، از اين جهت، تصوير هم‌مساحت مي‌گردد. بنابراين چنين تصويري نمي‌تواند متشابه باشد. تنها کاربرد اين تصوير، براي نمايش مساحت مناطق استوايي است.

سيستم تصوير استوانه‌اي لامبرت

سيستم تصوير استوانه‌اي مرکاتور:

سيستم تصوير مرکاتور يکي از معروفترين سيستم‌هاي تصوير در دنياست. دراين نوع سيستم طول مدارها با خط استوا برابر است. هر قدر به طرفين نزديک مي‌شويم، فواصل مدارها افزوده مي‌گردد، تا جائيکه محل قطبين در بينهايت قرار مي‌گيرد و امکان نمايش قطبين وجود ندارد. به دليل اغراق فوق‌العاده زياد در عرض‌هاي جغرافيايي بالا، تصوير مرکاتور براي نمايش آبها و خشکي‌هاي جهان به کار نمي‌رود. اين تصوير به طور خاص براي دريانوردي و يا مقاصدي که در آن پيدا نمودن جهت صحيح مورد نياز است نظير نمايش جريانهاي دريايي يا جهت باد به کار مي‌رود.

 

سيستم تصويرهاي مخروطي:

اين نوع سيستم‌هاي تصاوير، از تماس يا تقاطع مخروط با کره حاصل مي‌شود. معمولا محور مخروط عمودي و در امتداد محور کره است. خط تماس مخروط و کره، دايره عرض جغرافيايي خواهد بود که به مدار استاندارد معروف است. چنانچه مخروط، کره را قطع نمايد، دو دايره متقاطع بوجود مي‌ايد که چنين تصويري را تصوير مخروطي با دو مدار استاندارد مي‌نامند. در تمام تصاوير مخروطي، نصف النهارها به شکل اشعه‌هاي مستقيم و مدارها به صورت دواير متحد‌المرکز ظاهر مي‌گردند.


تصوير مخروطي با يک مدار استاندارد:

در اين نوع سيستم تصوير، محل تلاقي نصف‌النهارها(مرکز اشعه‌هاي مستقيم) مرکز دواير مدارهاست که البته محل قطب نخواهد بود. مقياس اين نوع تصوير چون در روي مدارها و نصف النهارها به استثناي مدار استاندارد، صحيح نبوده و يكديگر را جبران نمي‌نمايند. از اين جهت تصوير هم‌مساحت نبوده و با وجود اينکه مدارها بر نصف النهارها عمودند ولي تصوير متشابه نمي باشد. با دوري ازمداراستاندارد، شکل منطقه به طور فزاينده‌اي اغراق آميز مي‌گردد. مهمترين کاربرد تصاوير مخروطي با يک مدار استاندارد، براي کشورهايي است که عرض جغرافيايي آنها کم و در جهت طول جغرافيايي گسترده باشند، مثل کشور ترکيه.


سيستم تصوير استوانه‌اي ساده

سيستم تصوير هم مساحت لامبرت

 

کره جغرافيايي که به اين ترتيب تهيه مي شود، داراي معايبي خواهد بود. از آنجا که کره يک جسم مدور سه بعدي است، قادر نخواهيم بود در يک مرحله مشاهده، تمام آن را رويت نمائيم و فقط نصف آن، يعني نيمکره قابل مشاهده خواهد بود. به علاوه،حمل و نقل و نگهداري آن مشکل خواهد بود. اندازه گيري فواصل روي سطح سه بعدي کارآساني نيست و بالاخره از لحاظ مالي تهيه آن مقرون به صرفه نخواهد بود. با انتقال سطح کروي، روي يک سطح مستوي و تهيه نقشه مسطح، کليه معايبي که درمورد کره جغرافيايي ذکر شد، برطرف مي گردد، يعني مي‌توان روي يک برگ نقشه، تمام سطح کروي را مشاهده نمود.

 

خواص سيستم‌هاي تصوير:

انتقال سطح کروي به سطح مستوي نقشه باعث مي گردد تمام روابط هندسي موجود روي کره، بر روي نقشه صحت نداشته باشد. بعضي از اين روابط، از نقطه نظر تهيه نقشه و کارتوگرافي حائز اهميت است و در مواقعي، حفظ صحت اين روابط در تصوير ضرورت پيدا مي کند. سيستم‌هاي تصوير ممکن است داراي ويژگي‌هاي متعددي باشند، اما مهمترين آنها از نقطه نظر کاربرد در کارتوگرافي عبارتند از:

الف) متشابه بودن(Conformality)  يا حفظ زوايا.

ب) هم مساحت بودن(Equivalence)  يا حفظ مساحت.

ج) هم فاصله بودن(Equidistance)  يا حفظ فاصله.


طبقه بندي سيستم‌هاي تصوير:

طبقه بندي سيستم‌هاي تصوير، بر مبناي خصوصيات هندسي آنها مي‌باشد. بدين معني که سطح کروي بر سطوح قابل گسترش که به آساني تبديل به سطوحي صاف مي گردند، تصوير مي شود. اين سطوح عبارتند از: استوانه، مخروط و صفحه صاف. نامگذاري تصوير هم بر اساس همين سطوح انجام مي پذيرد. بدين ترتيب، اگر کره بر سطح استوانه تصوير شود،" تصوير استوانه‌اي" اگر بر سطح مخروط تصوير شود،" تصوير مخروطي" و اگر بر صفحه صاف تصوير شود" تصوير سمتي يا آزيموتال" ناميده مي‌شود. تصويرهاي ديگري هم وجود دارند که طبقه بندي آنها بر مبناي شکل هندسي نبوده و غالبا براي نقشه‌هاي خيلي کوچک مقياس که هدف آن‌ها نمايش تمام کره يا نيمکره است، به کار مي‌روند. به اين نوع تصاوير مي‌توان تصويرهاي متفرقه يا جهاني اطلاق کرد.


سيستم تصويرهاي استوانه‌اي:

تصاويراستوانه‌اي از تماس استوانه با کره در طول يک دايره عظيمه(معمولا استوا) به وجود مي‌آيد. بدين ترتيب مدارها و نصف‌النهارهاي مربوط به کره بر روي سطح استوانه منتقل مي‌شوند. وقتي استوانه را باز نمائيم، تبديل به مستطيلي خواهد شد که طول آن برابر طول خط استوا خواهد بود.

((?R2 =R  (شعاع کره زمين). در تمام تصويرهاي استوانه‌اي مدارها و نصف النهارها به صورت خط مستقيم و عمود برهم ظاهر مي‌شوند.طول مدارها برابر طول خط استوا خواهد بود. از بين تصويرهاي استوانه‌اي، تصوير استوانه‌اي ساده، تصوير استوانه‌اي هم مساحت لامبرت، تصويرمرکاتور از همه معروفترند. تنها اختلاف بين اين سه نوع تصوير، فواصل مدارها است.


سيستم تصوير استوانه‌اي ساده:

در تصوير استوانه‌اي ساده، فاصله مدارها در تصوير، شبيه فاصله آنهادر روي کره است. مقياس در راستاي کليه نصف‌النهارها و خط استوا صحيح است. اين تصوير، متشابه نيست زيرا گرچه مدارها و نصف‌النهارها بر هم عمودند، ليکن مقياس در طول نصفالنهارهاي هر نقطه، مشابه مقياس در طول مدار همان نقطه نيست. موارد استفاده چنين تصويري براي نمايش مناطق استوايي است و بطور كلي براي نشان دادن جهان، مساحت و مناطق قطبي به هيچ وجه مناسب نيست. از مهمترين ويژگي اين تصوير، خاصيت هم فاصله بودن آن است.

 

تصوير مخروطي با دو مدار استاندارد:

با استفاده از دو مدار استاندارد، مي‌توان بعضي عيوب تصوير مخروطي با يک مدار استاندارد را کاهش داد. اغراق مقياس روي دو مدار استاندارد از بين رفته و مدار واقع بين دو مدار استاندارد داراي اغراق کمتري خواهد بود. در اين تصوير نيز نصف‌النهارها اشعه‌هاي مستقيمي هستند که محل تقاطع آنها مرکز دواير مداري مي‌باشد و مدارها بر نصف النهارها عمودند. از بين مدارهاي مختلف، فقط دو مدار استاندارد داراي مقياس صحيحي است و نصف النهارها باطول واقعي خود نمايش داده مي‌شوند. اين تصوير، هم‌مساحت و متشابه نمي‌باشد. کاربرد اين نوع تصوير مانند کاربرد تصوير با يک مدار استاندارد است.


تصوير مخروطي(BONNE) :

يکي از معروفترين نوع تصاوير مخروطي، تصوير بوني است که در حقيقت با اصلاحاتي در تصوير با يک مدار استاندارد، مي‌توان به چنين تصويري دست يافت. هم‌مساحت بودن در اين تصوير باعث کاربرد وسيع آن گرديده است. در تصوير بوني کليه مدارها داراي طول‌هاي صحيح خواهند بود. به همين جهت قطب به وسيله يک نقطه مشخص مي‌گردد. موقعيت مدار استاندارد، شعاع انحناي مدارها را تعيين خواهد کرد. در اين تصوير، نصف‌النهارها منحني‌هاي نامنظمي هستند که يكديگر را در قطب قطع مي کنند. مدارها، دوايرمتحدالمرکزي هستند که درجه انحناي آنها به محل مدار استاندارد بستگي دارد. فقط نصف‌النهار مرکزي بر مدارها عمود بوده و داراي مقياس صحيح مي‌باشد و ساير نصف‌النهارها نسبت به مدارها حالت مايل دارند که هر قدر به گوشه‌هاي نقشه نزديک شويم، انحناي آنها بيشتر مي‌شود. چون تصوير هم‌مساحت است از اين نظر، شکل مناطق، دستخوش اغراق مي‌شود. به همين جهت، اين تصوير براي نمايش شکل کشورها يا قاره‌ها به کار گرفته نمي‌شود، بلکه بيشتر در نقشه‌هايي که هدفشان نشان دادن مساحت مناطق مورد نظر است(موضوعي)، کاربرد دارد.

 

تصوير مخروطي(BONNE)

سيستم تصويرهاي سمتي يا صفحه اي:

از نظر تئوري، کليه سيستم تصويرهاي سمتي از تصوير زمين بر روي صفحه‌اي عمود بر يکي از شعاع هاي زمين به وجود مي‌آيند. چنين صفحه‌اي ممکن است کره را قطع نموده يا در نقطه‌اي با آن در تماس باشد. نقطه تماس، مرکز تصوير و در عين حال نقطه تقارن تصوير محسوب مي‌شود. در کليه تصاوير، تغييرات ضريب مقياس از مرکز تصوير درتمام جهات يکسان خواهد بود.با تغيير مرکز نور، نحوه تصوير همچنين تغيير موقعيت صفحه نسبت به کره، مي‌توان تصاوير صفحه‌اي زيادي به وجود آورد. مهمترين تصاوير صفحه‌اي عبارتند از: اورتوگرافيک، استرئوگرافيک، گنومونيک، تصوير هم‌فاصله صفحه‌اي، تصوير هم‌مساحت صفحه‌اي لامبرت. در هر پنج نوع تصوير، نصف‌النهارها به صورت شعاع‌هاي مستقيم منشعب از مرکز تصوير، ظاهر مي‌شوند.

 

منبع : پايگاه علوم زمين کشور

minersdatabase.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

 
چهار قانون طلايي مهندسين ساخت وطراحي 1. وظيفه اوليه يك مهندس طراح ساخت سيستمي است كه براي سازنده ، ساختن آن سخت و براي تعميركار، تعمير آن ناممكن باشد. 2. در طراحي هر سيستم لااقل بايد يك قطعه از رده خارج ،‌2 قطعه دست نايافتني و 3 قطعه هنوز در مرحله طراحي وجود داشته باشد. 3. هيچ چيز نبايد طبق زمان بندي و بودجه كارفرما ساخته شود. 4. هيچ عيبي در طراحي نبايد ديده شود ،‌ مگر در بازرسي نهايي محصول.