تبليغاتX
پورتال تخصصی مهندسی عمران و معماری var ie4=document.all&&!document.getElementById; var DOM2=document.getElementById; var faderdelay=0; var index=0;

نما در لغت نامه دهخدا به معناي صورت ظاهري هر چيزي، آنچه كه در معرض ديد و برابر چشم است، آنچه از بيرون سوي ديده مي شود، منظره خارجي بنا و عمارت،‌ قسمت خارجي ساختمان و نماسازي، فن روسازي ساختمان و ساختن نماي عمارت است.
در سال‌هاي اخير پس از مطرح شدن دوباره اهميت فضاهاي عمومي و ارزش زندگي شهري، نما اهميت دوباره اي يافته است. نما در عمل درون ساختمان را از بيرون و فضاي خصوصي را از فضاي عمومي جدا مي كند. نما حاكي از موقعيت فرهنگي سازندگان ساختمان است و نشانگر ميزان نظم طرح ساختمان، امكانات و ذوق تزيين و خانه آرايي طراح و مالك است. يك نما به مثابه معرفي وضعيت ساكنان ساختمان در بين عموم است. نما در واقع صورت ساختمان و بهترين بيان حالتي است كه فرد طراح يا مالك از خود در برابر بيرون دارد. نماهاي داخل ساختمان بيشتر جنبه خصوصي دارند، ليكن نماهايي كه به سمت كوچه و بافت شهر باز مي‌شوند، جنبه عمومي تر دارند.
بنابراين وجوه پشت و جلوي ساختمان از يك طرف داراي نمود اجتماعي و از طرف ديگر نمود مشخص ساكنان خود است بنابراين نماي هر ساختمان بايد هم با فضاي عمومي همبستگي داشته باشد و هم بتواند حجم داخلي ساختمان را بيان نمايد.
نماي هر ساختمان موثر در مجموعه شهري است كه در آن حضور دارد و اين تاثير را در بدنه خيابان‌ها يا ميدان‌ها كه در آن قرار گرفته است مي گذارد. اگر به نماي ساختمان واحدي، بدون در نظر گرفتن نماي ديگر ساختمانها فكر شود، همگوني نماي شهري در كليت از بين مي‌رود.
تناقض بين جنبه شهري و بيان فردي نما در صورتي مي‌تواند از بين رود كه ساختمان جزيي از شهر در نظر گرفته شود و ارتباطات آن با محيط اطراف چند جانبه باشد. نماي رو به كوچه و خيابان بايد تابع عوامل همبستگي بين نماهاي اطراف باشد. اما در عين حال بر اساس تركيبي از اجزا مختلف بر حسب عملكرد، ابعاد و مصالحشان شخصيت خاص خود را دارد.
نما در واقع يك سطح صاف و تخت نيست بلكه آن سطح انتقالي بين فضاي داخل و خارج است كه با عقب نشستگي و پيش آمدگي، تراس و غيره با فضاي داخل مسكن ارتباط پيدا مي‌كند.
براي اينكه نماي ساختمان حريم خصوصي ساكنان خود را حفظ كند بايد نسبت به خيابان بسته‌تر ومحفوظتر باشد.
نماي ساختمان بايد به‌دنبال خلق يك كليت هماهنگ به‌وسيله تناسب خوب پنجره ها، بازشوهاي در، سايبان و محدوده سقف‌ها،‌ سازه عمودي و افقي، مصالح، رنگ، عناصر تزييني و... باشد. پنجره‌ها همواره با ديگر عناصر ديوار، ‌سطوح باز و بسته، تيره وروشن، صاف و ناهموار را بوجود مي آورند.
به علت تكرار دوره اي پنجره ها، در ساختمان‌هاي چند طبقه، نظم كاملي به چشم مي‌خورد. اما گاه به‌علت افزايش نور در طبقات بالاتر كاهش داده مي‌شود و اين نظم آهنگ خود را از دست مي‌دهد.
جداسازي عناصر افقي و عمودي تاثير كلي در نما دارد. تناسبات عناصر ساختمان لازم است با كل ابعاد ساختمان مطابقت داشته باشد. براي مثال در ساختمان‌هاي كوتاه عريض، ابعاد عرضي غالب خواهد بود.
در ساختمان‌هاي بلند عناصر باريك برتري خود رانشان مي‌دهند. در و پنجره و نعل درگاه‌ها تاثير خاصي در نما مي‌گذارند. ناودان‌ها، سايه بانها، پيش آمدگي‌هاي سقف و بالكن‌ها ايجاد سايه هاي خاصي بر روي نما مي‌كنند.
تفاوت سطح ها بايد در نما مشخص باشد. براي مثال بين طبقه همكف، ساير طبقات و طبقه انتهايي بايد يك تفاوت اساسي وجود داشته باشد. تركيب كلي نما در واقع نظم در اين تفاوت‌ها است.
عناصر اصلي نما مثل پنجره، در، سطوح و محدوده پاياني سقف و غيره در شكل، رنگ، و مصالحشان با يكديگر اختلاف دارند. اين عناصر معناهاي متفاوتي دارند. مثلا نمي‌توان بالا و پايين پنجره و در را با هم هم‌رديف كرد. اگر ارتفاع اين بازشوها يكسان نباشد مي توان از ضرايب مشترك و يا رنگهاي يكسان استفاده نمود. نسبت‌هاي هندسي نقش تعيين كننده اي در هماهنگ سازي ظاهر نما دارند. مي‌توان پنجره ها را در گروه‌هاي كوچكتر تركيب شده كه شكل مشخصي را ايجاد مي‌كنند دسته بندي كرد. نماها مي توانند از نظر مصالح نيز با يكديگر متفاوت باشند.
مصالح نما در رنگ، شكل، زبري و خشني نما تاثير مي گذارد. مصالح بومي نشان مي‌دهد كه نما مربوط به چه منطقه اي است.
تركيب پنجره ها، ايوان‌ها، درها و به‌طور كلي بازشوها، همچنين بافت و جنس نما و كمپوزسيون آن در هر عصر متفاوت است و در عين حال در يك تداوم شهري تغيير مي‌كند. طراح مي‌تواند نما را به عاليترين حد تركيب معماري برساند و يا آنرا تا حد يك سطح بدون طراحي و فكر رها كند.
در اعصار مختلف بازشوها به شكل مشابهي در سطح نما قرار مي‌گيرند و تنوع در قرار گيري آنها تابععوامل داخلي چون بزرگي ساختمان، عريض بودن آن و يا عوامل اقليمي چون جهت قرارگيري و محل قرارگيري است. در پهناي ديوار نما تعبيه پنجره دو جداره، آفتاب‌شكن، سايبان و ... نقش تنظيم كننده شرايط آب و هوايي فضاهاي داخلي را خواهد داشت.
در ديوارهاي باريك معاصر اين عمل با جلو و عقب آمدن ساختمان انجام مي‌شود. يكي از عوامل ضروريدرهويت نما تعيين محدوده نما است. نمايي مي تواند در طرح خود موفق باشد كه به اين سوال‌ها پاسخ گويد.
محدوده عمودي جانبي ساختمان كجاست؟ خط پاياني افقي ساختماني چگونه است و مرز ساختمان در آسمان به چه شكل است؟ انتهاي ساختمان چگونه به پايان مي‌رسد؟ گوشه‌هاي ساختمان چه وضعيدارد؟ اگر ساختمان همسايه اي دارد ارتباط نماي ساختمان فعلي با نماي همسايه چگونه به پايان مي رسد؟ گوشه هاي ساختمان چه وضعي دارد؟ اگر ساختمان همسايه دارد ارتباط نماي همسايه چگونه است و اگر در فضا قطع مي شود اين ارتباط چگونه است.
محدوده هاي افقي ساختمان عبارتند از نقطه اتصال به آسمان ( محدوده پاياني ساختمان) نقطه اتصال به زمين (محل نشستن ساختمان بر زمين) و پوشش ساختمان مثل بام و شيرواني. محدوده پاياني ساختمان بايد معناي اتمام ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان را با خود داشته باشد و طبقه همكف ساختمان بايد مفهوم نشستن ساختمان بر زمين را برساند. طبقه همكف بايد در محدوده قد افراد كشش لازم را بر عابر پياده و بيننده ايجاد كند.
كنج يا گوشه نما در واقع محل برخورد دو نماي عمود بر هم است. كنج مي‌تواند حالت عمود 90 درجه، نيم دايره يا سه وجهي را داشته باشد و هر كدام مي تواند تاثيرات متفاوتي را در نما بگذارد. در يك ميدان يا چهارراه هماهنگي كنجهاي ساختمان هايي كه در چهار طرف آن قرار گرفته است مي تواند در نمايشهري تاثير زيبايي داشته باشد

نماي ساختمان خالق نماي شهري است
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي به‌دست مي آيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. مي‌توانند همگن باشند چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر اجرا مي شوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها به كمك اين زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان مي‌كند،
ناهمگن هستند. در شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشتركي براي بيان دارند، نه مصالح يكساني به‌كار گرفته اند و نه سبك مشخصي را دنبال مي‌كنند.
در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است.
نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه بر اساس اتفاقاتي كه در خيابان‌ها ومعابر مي‌افتد شكل مي گيرد.
اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته شد مي‌توانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نمي توان وجود آنها را نفي كرد.
 
عناصر پراهميت درنما
ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل
مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر از فضاي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهم ترين عناصري است كه مي‌توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد.
ليكن به‌دليل اهميت اقتصادي كه سطوح ساخته شده داخلي براي سازندگان دارند، اغلب ورودي‌ها به فضاهاي كم اهميتي تنزل يافته اند. سرمايه گذاران ساختماني هم فقط به رعايت ضوابط ضروري طراحي ساختمان بسنده مي‌كنند.
بيشترين مشكل زماني است كه ورودي وسايل نقليه به حياط پاركينگ با ورودي خود ساختمان يكي شود.
در اين حالت فرد وارد شونده به ساختمان فقط يك راه باريك كنار ديوار برايش باقي مي‌ماند. گاه نيز ورودي يك ساختمان مسكوني بيش از حد پرتجمل است، به‌نحوي كه عملكرد ساختمان را دگرگون مي‌سازد. زماني هم ورودي به يك بناي بزرگ تنها با روزنه‌اي امكان پذير مي‌شود. تناسب ورودي و حجم ساختمان مي تواند نقش مهمي در توجيه عملكرد و شكل ساختمان داشته باشد.
از آنجا كه طبقه همكف ساختمان قسمت اتصال به زمين يا كف پياده رو است، به صورت قابل توجهي در معرض ديد قرار مي‌گيرد. طبقه همكف اهميت ويژه اي در زندگي شهري دارد، به اين علت كه عابران پياده اين قسمت را به‌طور مستقيم مي‌بينند. از اين رو نماي اين قسمت پر اهميت است و مصالح مورد استفاده در اين قسمت بايد نسبت به بقيه ساختمان با دوامتر و مستحكم تر باشد تا عابر در نگاه به نماي ساختمان احساس ثبات كند. ساختمان‌هايي كه طبقه همكف آنها عملكرد تجاري دارد، به‌دليل تغيير دكوراسيون واحدهاي تجاري دايما دستخوش دگرگوني مي‌شوند. همين موضوع موجب مي‌شود كه ساختمان مذكور شخصيت ثابت خود را از دست داده و داراي نماي شناخته شده ثابتي نباشد.
تراس‌ها چشم اندازهاي جديدي نسبت به فضاهاي بيرون براي ساختمان فراهم مي‌آورند. بالكن‌ها نبايد حالت موقت و ناپايداري كه در بيننده تصور به‌راحتي جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند.
لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصري بام انتهاي نماست. بام پوسته‌اي است كه بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراين لبه بام نمي‌‌تواند بدون تفاوت با ديگر قسمت ها در آسمان رها شود.
صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر ديد عموم قرار دارد، در واقع پر اهميت ترين قسمت
ساختمان در برابر عابران و ساير افراد غير استفاده كننده از ساختمان است. همان‌طور كه عنوان شد نماي ساختمان‌ها، نماي شهري را ايجاد مي كند، اما به‌دليل ضعف قوانين موظف كننده طراح و سازنده در اين ارتباط، نماي ساختمان در كمترين اهميت قرار گرفته است.
در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژه‌اي در ارتباط با سيما و كالبد شهر
وجود دارد و گروهي از برجسته‌ترين افراد با تخصص‌‌هاي مرتبط هنر زيبا سازي و زيبايي شناسي به كنترل طرح هاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمان‌ها و محيط شهري يعني از جنبه هاي رنگ، حجم، مصالح مناسب، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و... مي پردازند.
آنچه براي علاقه‌مندان به اين موضوع نگران كننده است، پاسخگويي با شتاب به نيازي كاملا محسوس است. در اين ساخت و ساز پر شتاب نياز به بررسي طرح‌هاي ارايه شده توسط جمعي از صاحب نظران و مسوولان در مراكز تاييد پروانه‌هاي ساختماني ضروري به نظر مي‌رسد. بررسي ميداني طرح ساختمانها با بناهاي اطراف از لحاظ كيفيت طرح معماري، نماي ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمان‌هاي اطراف، زيبايي طرح و مصا لح مورد استفاده و... نيز گامي موثر در بالا بردن كيفيت نماهاي شهري است. با در نظر گرفتن موارد ذكر شده و القا آن توسط شهرداري هر شهر، مي توان شاهد ارتقا كيفيت
شهرها و زيباسازي نماي شهرها بود.

sajjadnazi.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

علیرغم اینکه مدت نسبتا؛ زیادی از پیرایش بتن نمی گذرد ( حدود 125 سال ) شناخت علل فساد در پروسه ی تحقیقات میدانی و جلوگیری از بروز آن ‏‏، مقاومت زیاد ، استحکام و شکل پذیری بتن استفاده از این ماتریال را با استقبال روز افزونی مواجه ساخته است . با توجه به گستردگی استفاده از بتن نتایج بهره وری از آن همواره رضایت بخش نبوده و در پاره ای از موارد مسائل و مشکلاتی بوجود آورده است . در سازه های بتونی ا«ن پرسش مطرح است که آیا بتن با ترکیبات اولیه ی خویش به تنهایی توانسته است در شرایط زمانی و مکانی مختلف عملکرد بهینه ای داشته باشد ؟ متأسفانه بررسی ها و تحقیقات انجام شده در این زمینه ، پاسخ منفی را بدست می دهد .

مقاله ی حاضر بر اساس تحقیقات میدانی انجام شده در زمینه ی شناخت علل فساد بتن در استان هرمزگان تهیه گردیده است .

فساد پذیری سازه های بتونی که کاهش دوام سازه یی رع به همراه دارد ، اسباب نگرانی سازه های مهمی چون مجتمع بندری شهید رجائی ، سد میناب ، خط انتقال آب میناب – بندر عباس و دهها پروژه ی دیگر را فراهم ساخته است .

شناخت علل فساد بتن در پروسه ی تحقیقات میدانی و جلوگیری از بروز آن در قالب طرح مدیریت حفاظت بتن ، جمع بندی و ارائه گردیده است . لذا لازم است که قبل از ورود به بحث اصلی به تبیین اصطلاحات ویژه ای بپردازیم که کرارا؛ از آن استفاده خواهد شد .

امروزه با عاریه گرفتن اصطلاح خوردگی از بخش متالوژی عنوان ؛ خوردگی بتن ؛ ابداع شده است . در حالی که واژه خوردگی تعریف روشنی از چگونگی بروز فعل و انفعالاتی که تخریب زودرس بتن را بهمراه داردئ به دست نمی دهد .

ازدیاد حجم فولاد درون سازه بتونی بر اثر واکنش های شیمیایی / الکتروشیمیایی ، سبب افزایش فشار درون بتن گردیده که نهایتا“ فرایند تخریب بتن را بهمراه دارد . در این مقطع ترمیم بتن مطلقا“ امکان پذیر نبوده و یا انجحام آن با هزینه های گزافی همراه است .

شباهت این فرایند در بتن با بیماری مهلک سرطان عنوان سرطان بتن ( Concrete Cancer ) را مطرح نموده است . اما از ؟آنجا که فرایند تخریب بتونهای غیر مسلح به ژگونه دیگری است ، واژه فساد بتن را برای تبیین امری که تخریب بتونهای مسلح و غیر مسلح را بهمراه دارد مناسب تر یافته ایم .

1- مدیریت حفاظت بتن

مدیریت حفاظت بتن در بر گیرنده تمامی موارد فنی و اجرائی در حد جزئیات است که طرح ، اجرا و بهره برداری از سازه های بتنی را در بر می گیرد .

کشاورزان با استفاده از واژگان کاشت ، داشت و برداشت تعریف جامعی رال در امر کشاورزی ارائه نموده اند . چنانچه ما نیز چنین تعریفی را برای امور عمرانی کشور داشته باشیم از به هدر رفتن میلیاردها ریال سرمایه های ملای جلوگیری کرده ایم .

1-1- اجزای تشکیل دهنده مدیریت حفاظت بتن

می توان اجزای تشکیل دهنده مدیریت حفاظت بتن را به طریق زیر فهرست بندی کرد :
الف – تأمین سرمایه

ب- تأمنین دانش فنی و نیروی انسانی متخصص

پ- شناخت مصالح و مواد اولیه

ج- شناخت عوامل فساد بتن

چ – شناخت اقلیم و عوامل محیطی

ح- تهیه مصالح و مواد مناسب و نگهداری آنها در شرایط خوب و استاندارد

د- تحقیقات:

( تحقیقات خود شامل دو جزء است که بهینه سازی و جایگزینی مواد جدید مقاوم در برابر عوامل فساد بتن و پیدا کردن روشهای جدید مبارزه با فساد بتن را شامل می شود .

ر- طرح اختلاط بتن

ل- تولید، اجرا و عمل آوری

ن- نگهداری

مدیریت حفاظت بتن با هدف تقلیل ضایعات و جلوگیری از بروز واکنشهای منفی درون سازه های بتونی دستورالعمل هایی را در بر دارد که می توان نوعا“ آن را به سازه های دیگر اعم از فلزی ، خاکی و ........ تعمیم داد

الف – تأمین سرمایه :

تأمین سرمایه کافی به منظور انجام دقیق امر طراحی و اجرا و بهره برداری از سازه در اولویت قرار دارد . عدم امکان تأمین بخشی از سرمایه یعنی عدمن تحقق بخشی از اهداف پروژه .


ب- تأمین دانش فنی و نیروی انسانی متخصص

تأمین دانش فنی و نیروی انسانی متخصص به عنوان دو بخشی که بطور متقابل یکدیگر را پوشش منی دهند مطرح است و عدم تأمین و یا حذف بخشی از آن سلامت سازه ای را زیر سؤال خواهد برد .

پ- شناخت مصالح و مواد اولیه

شناخت مصالح و مواد اولیه مصرفی در بتن تعاریف و استانداردهای خاص خود را دارند و با در نظر گرفتن این استانداردها بایستی نسبت به تهیه و بکارگیری آن در امر احداث سازه های بتونی اقدام نمود . نادیده گرفتن و قصور در اجرای استانداردها و دستورالعمل های فنی یعنی به خطر انداختن استحکام ، دوام و بقای سازه ای .

ج- شناخت عوامل فساد بتن

شناخت عوامل فساد بتن که تا کنون شناسائی و طبقه بندی گردیده اند عبارتند از :

1- نمکها ؛ 2- اسیدها ؛ 3- گازهایی نظیر گاز کربنیک ؛ 4- پوشش نا کافی بتن بر روی فولاد ؛ 5- کیفیت پایین عمل آوری بتن ؛ 6- بار اضافی ؛ 7- آب و رطوبت ؛ 8- فرآیند یخبندان ؛ 9- خوردگی میکروبی ( SRB ) ؛ 10- باکتری های اکسید کننده گوگرد .

چ – شناخت اقلیم و عوامل محیطی

بحث کلرورها و سولفاتها در سطح کشور همراه سایر عوامل فساد بتن را تحت الشعاع قرار داده و عوامل دیگری که به فساد منجر می شود مورد غفلت قرار گرفته است ( نمونه حاضر آن سازه های بتونی گوناگون در سطح تهران بزرگ ) و اگر به بند “ ج “ که گاز کربنیک را به عنوان یکی از عوامل فساد بتن مطرح ساخته است نظری بیندازیم دیگر هیچگاه سازه بتونی اکسپوز را در سطح شهری که مالامال از گازهای مونو و دی اکسید کربن است احداث نخواهیم کرد .

بررسی های علمی نشان می دهد که گاز کربنیک موجود در هوا سبب کربناتیزه شدن بتن و کاهش مقاومت آن می گردد . به طوری که یک عامل نفوذی بعمق20 میلی متر می تواند تا میزان 35 نیوتن بر میلی متر مربع مقاومت بتن را طی 30 سال کاهش دهد .
نمک آب دریاهای آزاد آب خلیج فارس

که البته میزان این املاح در نواحلی ساحلی به علت تبخیر بیشتر دو چندان می گردد و این ارقام بیانگر آن است که حاشیه خلیج فارس سازه بتونی ما به طور همزمان مورد هجوم دو عامل مخرب سولفات و کلر قرار می گیرد .

ح- تهیه مصالح و مواد مناسب و نگهداری آنها در شرایط خوب و استاندارد

آئین نامه های مجاز بتن در کشورهای مخحتلف و از جمله آئین نامه بتن ایران تهیه مصالح مرغوب و انبار نمودنآن در شرایط مطلوب را توصیه نموده است . تحقیق در امر فساد بتن در مجتمع بندری شهید رجایی بندر عباس نشان داد که هیچ یک از مصالح مصرفی در بتن برابر توصیه های آئین نامه ای تهیه و مصرف  نگردیده است .

( تهیه و دپوی شن و ماسه در محیط باز و در مجاورت ماسه های روان آغشته به یون کلر و سولفات ، نشستن شبنم حاوی کلروسولفات و انبار نمودن پاکتهای سیمان تا 17 کیسه بر روی هم ، ( استاندارد 7 کیسه ) استفاده از آب حاصله از دستگاههای آب شیرین کن با خاصیت قلیلیی بسیار بالا ، استفاده از بتن خشک ، عدم اجرای بتن با چگالی مناسب از بارزترین علل فساد بتن در مچتمع بندری شهید رجائی بندر عباس بوده اند . تهیه مصالح مرغوب از مسافتهای دور را نباید به دلیل افزایش هزینه به تهیه مصالح نا مرغوب از مسافت نزدیک ترجیح داد .

د- تحقیقات :

چون عمدتا“ تحقیقات میدانی انجام شده در حاشیه خلیج فارس صورت گرفته است و مضافا“ این که این خلیج به علت عمق کم و گستردگی زیاد و عدم سیرکولاسیون کافی آب به علت عرض کم دهانه آن و همچنین تجربه زیاد ، بصورت اکوسیستم خاصی عمل می کند علاوه بر میزان بسیار زیاد املاح در میلی لیتر دمای 34-33 درجه شرایطی استثنایی را پدید آورده که طرح اختلاط بتن ویژه ای را طلب می نماید و تا کنون متأسفانه هیچ یک از آئین نامه های داخلی و خارجی بتن به آن نپرداخته اند . تحقیقات در شرایط آزمایشگاهی در بر گیرنده پاسخ های صحیح و دقیق نبوده است و ضرورت دارد کهخ این تحقیقات را به سمت و سوی تحقیقات محیطی بسط داد . بدیهی است که امر تحقیقات باید در دو زمینه بهسازی و جایگزینی مواد جدید و مقاوم در برابر عوامل فساد بتن و ت=از سویی پیدا کردن روشهای جدید مبارزه با فساد بتن از سوی دیگر انجام گیرد .

ر – طرح اختلاط بتن


طرح صحیح صورت مسأله بر اساس شناخت دقیق اقلیم ، مکان ، مکصالح و نوع سازه ، امکان تهیه طرح مطلوب بتن را بدست می دهد . طرح اختلاط بتن به مانند هر گونه طراحی دیگر بایستی به صورت موردی و منفرد انجام گیرد و از استفاده عمومی طرح اختلاط واحد بتن اکیدا“ اجتناب شود . اختلاط بتن بایستی با درصد و طیف مناسبی از عناصر ریزدانه و درشت دانه انجام گیرد و حذف بخشی از این موارد به مخاطره انداختن سازه بتونی ، محسوب می شود .

ل – تولید، اجرا و عمل آوری


اجرا و عمل آوری بتن از مهمترین مباحث مربوط به بتن می باشد که مکمل طرح اختلاط بتن بوده و اجرای صحیح و دقیق آن امکان اتصال بتن با چگالی زیاد را بدست می دهد که به علت فشردگی زیاد اجزای بتن راه نفوذ عوامل را به درون بتن سد نموده و استحکام و دوام سازه ای را تضمین می نماید .

ن- نگهداری

نگهداری سازه های بتونی از مهمترین بحثهای مدیریت حفاظت بتن می باشد که بکارگیری آن در تمامی دوران بهره برداری توصیه گشته و امروزه در تمامی کشورهای پیشرفته به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است .

نتیجه گیری :

با توجه به پهناوری کشور و شرایط مختلف اقلیمی و محیطی ، تهیه و تنظیم آئین نامه های منطقه ای بتن و فولاد امری ضروری است و بهره برداری بی دردسر از سازه ها ایجاب می کند که به امر طراحی ، اجرا و بهره برداری سازه ای توجه ویژه ای مبذول شود ، از این رو در جهت تکمیل طرح مدیریت حفاظت بتن طرحی را تحت عنوان شناسنامه سازه ای تهیه و ارائه نموده ایم که امیدواریم پس از کسب نظر اساتید ، دانشمندان و صاحبنظران به عنوان امری واجب و ضروری در راه حفظ و نگهداری سرمایه های ملی و کلیه سازه ها ( اعم تاز بتونی ، خاکی ، فلزی و ... ) مورد استفاده قرار گیرد .

 

+ نوشته شده در  ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

سنگها وقتی تشکیل می‌شوند فرمی را به خود می‌گیرند که در حال تعادل فیزیکی و شیمیایی با محیط خود قرار می‌گیرد. متامورفیسم یا دگرگونی به جریانی گفته می‌شود که در اثر آن سنگهای دگرگونی از تغییر سنگهای قبلی رسوبی و آذرین و دگرگونی تحت حرارت و فشار و واکنشهای شیمیایی و عمل مایعات و گازهای فعال (عمدتا CO2)حاصل می‌شوند. این سنگها بعد از دگرگونی سری جدید سنگها را با خصوصیات و ترکیب شیمیایی جدید و کاملا متفاوت از حالت اولیه بوجود می‌آورند که سنگهای دگرگونی نامیده می‌شوند.

با توجه به شرایط مختلف فشار و حرارت حاکم بر محیط دگرگونی انواع مختلفی از دگرگونی بوجود می‌آیند. دگرگونیها را از نظر مختلفی طبقه بندی می‌کنند.

تقسیم بندی بر اساس ایجاد تغییرات در ترکیب شیمیایی سنگها

  • دگرگونی با تغییر شیمیایی ثابت : در این نوع دگرگونی ، ترکیب شیمیایی اولیه سنگ به هم نمی‌خورد و عناصر جدیدی در ترکیب آن وارد و یا از آن خارج نمی‌شود. در واقع دگرگونی در یک محیط بسته انجام می‌شود.

تصویر



 

  • دگرگونی با تغییر شیمیایی متغیر : در این نوع دگرگونی ، ترکیب شیمیایی سنگ اولیه تغییر می‌کند، به عبارت دیگر ضمن دگرگونی عناصری از آن خارج و یا به آن وارد می‌شود. در بعضی موارد ممکن است در حین حال که عناصری از ترکیب اولیه سنگ خارج می‌شود، عناصر جدیدی به آن اضافه شود.

 
 
تقسیم بندی بر اساس نحوه دگرگونی

دگرگونی مجاورتی

این نوع دگرگونی در اثر تماس توده‌های ماگمای داغ با سنگهای مجاور ، هنگام حرکت ماگما به سمت بالا صورت می‌گیرد. عامل اصلی این نوع دگرگونی درجه حرارت است. دمای ماگما در داخل زمین حداقل 1000 درجه سانتیگراد است که در نتیجه آن سنگهایی که در مجاورت این توده‌های داغ قرار گیرند دگرگون می‌شوند. این نوع دگرگونی فقط در فاصله معینی تاثیر دارد که به نام شعاع تاثیر موسوم است و در هر مورد به وسعت توده نفوذی بستگی دارد.

به عنوان مثال در مورد یک توده نفوذی کوچک مثل سیل یا دایک این نوع شعاع فقط چند متر است و در بعضی موارد حتی ممکن است چند سانتیمتر باشد ولی در مورد یک توده نفوذی بزرگ که ابعاد آن چند کیلومتر است شعاع تاثیر ممکن است به چند صد متر و بیشتر برسد.

علاوه بر شعاع توده نفوذی شعاع تاثیر به جنس ماگما و نیز نوع سنگهای درونگیر بستگی دارد. زیرا در یک دمای معین نحوه فعل و انفعال سنگهای مختلف ، متفاوت است. علاوه بر جنس تخلخل و نفوذپذیری سنگهای درونگیر نیز در درجه دگرگونی موثر است زیرا در مورد سنگهای متخلخل فعل و انفعال سریعتر انجام می‌گیرد. در بسیاری موارد نتیجه این دگرگونی ، تبلور مجدد کانیهای سنگ است. ولی در بعضی حالات ممکن است موادی از ماگما به سنگ اضافه شود و ترکیب شیمیایی آن را تغییر دهد.

دگرگونی ناحیه‌ای

دگرگونی مجاورتی معمولا محلی است و منطقه کم وسعتی را در مجاورت توده‌های ماگمایی در بر می‌گیرد ولی دگرگونی ناحیه‌ای منطقه وسیعتری را شامل می‌شود و ارتباطی با نفوذ ماگما ندارد. در این دگرگونی علاوه بر تبلور مجدد کانیها و تشکیل کانیهای جدید ، بعضی تغییرات در حالت مکانیکی ، سنگها نیز بوجود می‌آید. بدین معنی که معمولا در سنگها نوعی ساخت جریانی و تورق ایجاد می‌شود. از مجموعه معروفترین سنگهایی که در نتیجه دگرگونی عمومی بوجود می‌آیند می‌توان از اسیلت ، شیستها ، فیلت و گنایس را نام برد.

عوامل اصلی دگرگونی ناحیه‌ای ، افزایش دما در اثر شیب زمین گرمایی و نیز فشار ناشی از وزن طبقات است و در اثر آن حجم وسیعی از قسمتهای عمیق پوسته زمین دگرگون می‌شود. هنگامی که طبقات سنگها به وسیله سنگهای جدیدتر پوشیده شوندبه قسمتهای پایین پوسته می روندو تحت تاثیر فشار و دما قرار می گیرند و در اثر این عوامل، کانیهای جدیدی در سنگ بوجود می‌آیند. اگر سرعت پائین رفتن طبقات اندک باشد با وجود اینکه سنگها قابلیت هدایت حرارتی خوبی ندارند ولی در این حال به تدریج با دمای محیط هماهنگ می‌شوند و بنابراین در این شرایط شیب زمین گرمایی عادی وجود دارد.

دگرگونی حرارتی یا دینامیکی

این نوع دگرگونی با حرکات تکتونیکی پوسته زمین که منجر به تشکیل چین‌ها و گسل‌ها می‌شود همراه است. در این قبیل موارد دگرگونی معمولا مربوط به قسمتهای بالای پوسته و عاما اصلی آن تنشها (استرس) وارده است. دگرگونی دینامیکی باعث ایجاد تغییراتی در ساخت سنگها می‌شود و طی آن ساخت قدیمی سنگ از بین می‌رود و ساخت جدیدی در آنها بوجود می‌آید که معمولا می‌توان آثار فشارهای جهت دار را در آن مشاهده کرد. طی این دگرگونی کانیهای ترد و شکننده تغییر شکل می‌دهند و معمولا در آنها ماکل بوجود می‌آید. در بعضی از کانیها شبکه تبلور نیز تغییر می‌کند و محورهای نورانی بلور عوض می‌شود.

از دیگر آثار دگرگونی دینامیکی ، ایجاد شیستوزیته در سنگهاست که در اثر آن می‌توان سنگ را به صورت ورقه‌های نازک از یکدیگر جدا کرد. در بعضی موارد اثر دگرگونی دینامیکی ممکن است به صورت خرد شدن سنگها و تخریب کانی ها دیده شود که در این حالت به نام دگرگونی تخریبی نامیده می‌شود. در مواردی که خرد شدگی شدید باشد، قطعات سنگ به صورت نوعی برش با قطعات زاویه‌دار در می‌آید که به آن میلونیت می‌گویند. بطور کلی سنگهایی که تحت تاثیر دگرگونی دینامیکی قرار گرفته‌اند به نام تکتونیت می‌باشند.

تصویر



 

دگرگونی ناشی از محلول های کهربایی

معمولا همراه ماگما مقدار زیادی گاز و محلولهای وجود دارد که این سیالات داغ به نام محلولهای گرمایی خوانده می‌شوند. معمولا محلولهای گرمایی در مسافت طولانی از درون شکافها و منافذ سنگها عبور می‌کنند و بدین ترتیب باعث دگرگونی سنگها موجود در این شکافها می‌شود.

هر چند اثر دگرگونی این محلولها زیاد نیست ولی محلولهای گرمایی از نظر زمین شناسی اقتصادی فوق‌العاده حائز اهمیت‌اند، زیرا بسیاری از مواد معدنی مفید بدین شکل تشکیل می‌شوند. محلولهای گرمایی از نظر فعل و انفعالات شیمیایی بسیار فعال‌اند و به آسانی با کانیهای سنگ ترکیب شده و باعث دگرگونی و تشکیل کانیهای جدید می‌شوند. به عنوان مثال تبدیل الیون به سرپانتین می‌باشد. الیون از نظر شیمیایی یک کانی ناپایدار است و تحت تاثیر محلولهای گرمایی به راحتی تبدیل به سرپانتین می‌شود.

daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

برای شناخت هر پدیده ای درجهان واقع لازم است ابتداازآن تعریف مناسب ونسبتاً جامعی داشته باشیم ، چرا که بدون دانستن تعریفی مناسب ازآن نمی توان به کنه پدیده پی برد وآن رابه خوبی درک نمود.
مردم عامی درکلامی ساده زلزله راحرکت ناگهانی زمین ناشی ازخشم نیروهای ماوراء الطبیعه وخدایان می دانند که بر بندگان عاصی وعصیــــــانگر خودکه نافرمانی خداخود را نموده ومرتکب گناهان زیادی شده اند می داننــد .

اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربی این تعریف در زمره اباطیل وخرافات قرارگرفته ،ولی هنوز در جوامع ومردم کم دانش وجاهل مورد قبول است.

درفرهنگ تک جلدی عمید زلزله را با فتح حروف‌‌ ‍‍‍‍‎‏« زَ» و « لَ » یعنی زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رایج است ، آورده ومی نویسید :

« زمین لرزه ، لرزش وجنبش شدید ویا خفیف قشر کره زمین که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزی واحداث چین خوردگی وفشار یادر اثر انفجارهــای آتشفشانی بوقوع می رسد

در فرهنگ جغرافیا تالیف پریدخت فشارکی وهمچنین در فـــــرهــــنـگ جغرافیائی تالیف مهدی مومنی تعریفی مشابه هم به گونه زیر ارائه شده است:

«جنبش یا تکان پوسته زمین که به صورت طبیعی ناشی از زیر پوسته زمین است بعضی وقتها زلزله باعث تغییراتی در سطح زمین می شود ، اما اغلب زیان بوجود آمده ناشی ازتکان ها فقط محسوس است وممکن است زلزله بوسیلــــه یک انفجار آتشفشانی بوجود آید. زلزله در حقیقت در بیشتر نواحی آتشفشانی امری عادی است واغلب قبل ویا همزمان با انفجار اتفاق می افتد . اصل زلزلـــه تکتونیکی است واحتمالاً وجود یک شکست لازمه آن است . موجهای زلزلـــه دست کم در سه جهت اتفاق می افتد ودر یک مسافت قابل ملاحظه از مکــــان اصلی بطور جداگانه حس می شوند . وقتی امواج زلزله ازمکانی می گـــــــذرد زمین وساختمانها می لرزند وبه جلووعقب می روند .بالاترین زیان ناشی اززلزله همیشه در مرکز زلزله یعنی جائی که حرکت بالاوپائین است نیست امـــــــــا در مکانــــهائی که موجهای زلزله بصورت مایل به سطح می رسد ونزدیک مرکــز زلزلــــه باشند دارای بالاترین زیان می باشند .یک زلزله شدید معمولاً بوســـیله یکسری دیــــگر ازتکانها همراه می شود .زلزله ای که که در نزدیک یازیردریا اتفاق مـــــی افتد سبب حرکات شدیدآبها شده وبعضی وقتها امواج بــــــزرگی ازآن ناشی مـــی شود ودر مسافت زیاد این امواج ادامه پیــــدا می کنند وگاهگاهی باعث تلفات جــبران ناپذیر ومرگ ومیرمی شوند .طغیان نواحی ساحلی بیشتراز خود زلزلـــه بــــاعث خسارت می شوند ، در نواحی آتشفشانی زلزله عملاً هر روز اتفاق می افتـــد. به عنوان مثال در هاوائی هرساله صدهاتکانهای کوچک ثبت می شوند

درفرهنگ گیتا شناسی تالیف عباس جعفری آمده است:

«جنبش سریع ومحسوسی که درنتیجه جابجائی ویا جایگیری تخته سنگهای زیر پوسته زمین پدید می آید،در نتیجه این جنبش یـــــــک سری لرزش های موجی شکل پدید می آیدوگاه تغییرات ارتفاعی پوسته زمین راباعث می گرددواغلب ضایعات وزیان های جانی وفراوانی ازخود برجا میگذارد.زمین لرزه بیشتر مخصوص نواحی آتشفشانی بوده وگاه باخروش وفوران کوههای آتشفشانی همراه می گرددودرحالات شدیدشکستهاوبریدگیهای مهم ومشخص درروی پوسته زمین از خــودبجـــــای میگذارد.غالب زمین لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است .در مرکز وقوع زمین لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثرگذارده و ساختمانهاوتأسیسات واقع دراین منطقه را با نوسان های شدید به عقب و جـــــلوومی برد و حد اکثر خسارت و زیان در محلی که امواج مزبور بطور مورب به سطح زمین می رسندوارد می سازد.....»

محمود صداقت درکتاب“ زمین شناسی برای جغرافیا ” تعریفی بدینگونه ارائة می دهد:

«زمین لرزه عبارت است ازحرکات ولرزش های ناگهانی و گذرا در زمین که از ناحیه محدودی منشأ می گیرد و ازآنجا درتمام جهات منتشر می شوند

در کتاب فیزیکال جئوگرافی1 آمده است:

«زلزله یکسری ازتکانها ولرزشهای ناگهانی که از آزاد شدن فشار در طول گسل های فعال ودر مناطق آتشفشانی فعال ناشی می شود.تکانها ولرزشهای سطح زمین که در ارتباط با حرکات پوسته زمین در زیر زمین می باشد

در فرهنگ آکسفورد آمده است:

«حرکات ناگهانی وشدید سطح زمین

از تعاریف ذکر شده در فوق ومنابع دیگر می توان برداشت زیر را نمود:

«زلزله عبارت از حرکات و ارتعاشات نا گهانی سطخ زمین ناشی از شکسته شدن سنگهای پوسته زمین و رها شدن انرژی ذخیره شده در آنها است که در صورت شدت زیاد در مراکز انسانی موجب خسارتهاوزیانهای فراوان می شود

زلزله از یکطرف موجب شکسته شدن و جابجائی بین توده های سنگی پوسته زمین می شود و ازطرف دیگر همین جابجائی و شکسته شدن منجر به ایجاد امواج و انتشار در درون زمین می شود ، مانند انداختن قطعه سنگی در حوض یا دریاچه که منجر به ایجاد امواجی می شود.

زلزله مانند شکسته شدن قطعه چوب خشک شده ای می ماند که از یکطرف موجب گسیخته شدن چوب و از طرف دیگر موجب انتشار امواج در اطراف خود می شود.

 

 

                 

www.civill.ir                                                                                            

+ نوشته شده در  ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

باز هم طبیعت منبع الهامی برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شده است. در سراسر جهان از جمله دوبی و شرق دور برج های سر به فلک کشیده متعدد و زیبایی دیده می‌شوند که با استفاده از آخرین فناوری های روز ساختمان سازی طراحی و ساخته شده‌اند. البته ارتفاع این برج ها عمدتآ از ۴۰۰ یا ۵۰۰ متر تجاوز نمی‌کند. اکنون تصور کنید در آینده‌ای نزدیک برجی مسکونی یا بهتر بگوییم شهری عمودی به ارتفاع بیش از سه کیلومتر با عرض پایه بیش از یک و نیم کیلومتر ساخته شود.

جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد. ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین راهکار های بشر برای مقابله با افزایش جمعیت و پاسخی به نیاز آنها به مشکل است.

ایده‌ی کلی ساخت این برج از لانه‌ی موریانه ها الهام گرفته شده است!

این برج استثنایی Ultima Tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم به Eugene Tsui مورد بررسی قرار گرفته است. این سازه عظیم که با استفاده از مدرن ترین تکنیک های استاندارد ساختمان سازی و با توجه به معیار هایی نظیر مقاومت در برابر زمین لرزه و سیل ساخته خواهد شد بیش از آن که یک پروژه معماری باشد مجموعه‌ای از اکو سیستم ها البته در ابعاد کوچک است. این پروژه به صورت خودکار ایده هایی استثنایی در خصوص چگونگی تولید انرژی ، استفاده موثر از آب و مسائلی دیگر از جمله چگونگی حمل و نقل و جابجایی را مطرح می‌کند.

 

    

 

قرار است این برج با هزینه‌ای بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دلار و در آینده‌ای نزدیک در نقطه‌ای که هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است ساخته شود ، اما به نظر می‌رسد با توجه به ادامه روند نگران کننده ازدیاد جمعیت این پروژه زودتر از تصورات مدیران شرکت آغاز به کار کند.

رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه آن با آسانسور سریع السیر ۱۰ دقیقه طول می‌کشد!

شکل کلی این برج همچون لانه موریانه ها است که در کناره ها دیواره هایی با خمیدگی ملایم خواهد داشت.
همچنین برای خنک سازی این برج از روش هایی همچون استفاده از جریان آب و انتقال حرارت اضافی به سطوح فوقانی سازه و در نهایت انتقال آن به سطوح بالایی اتمسفر زمین استفاده خواهد شد.

گفته می‌شود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید برق خواهد کرد. قرار است این برج در ۱۲۰ بخش جزا که هر یک شامل چندین طبقه و اکو سیستم خاص خود است ساخته شود. همچنین انبار های بزرگ آبی در ۱۲ قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود.

Ultima Tower در یک نگاه:

ارتفاع: ۳۲۱۸/۷ متر

قطر(همکف): ۱/۸ کیلومتر

مساحت زمین: ۱۴ کیلومتر مربع

زیربنا: ۱۴۰ کیلومتر مربع

تعداد طبقات: ۵۰۰

جمعیت: یک میلیون نفر

سرعت آسانسور: ۶ متر بر ثانیه (۲۱ کیلومتر بر ساعت)

هزینه ساخت: ۱۵۰ میلیارد دل

                                                               Techno-Khallagh Co.PJS

 

+ نوشته شده در  ساعت 2:52 قبل از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

-1 تراکتورها و بولدوزرها

     تراکتورازمهمترین ماشین الات راهسازی وساختمان سازی است که دارای کاربردهای متعددی است هدف اولیه تراکتوربه جلوراندن ویا کشیدن اقسام بارها میباشد برروی تراکتورانواع لوازم مکانیکی را میتوان نصب کرد لوازمی ازقبیل : بیل های مکانیکی ریپرها تیغه های بولدوزر دکل های لوله گذار جانبی کج بیل ها نهرکن ها وغیره به علاوه ازتراکتور استفاده های دیگری هم میکنند نظیرکشیدن اسکریپر واگن وغیره ...

تراکتورها ازموتورهای دیزل که معمولا توربوشارژهستند نیرومیگیرند ودرانواع استاندارد ودنده اتوماتیک موجودهستند همچنین کنترل آنها به صورت کنترل هیدورلیک ودنده اتوماتیک است تراکتورها بردونوع کلی چرخ زنجیری وچرخ لاستیکی میباشند .

کاربرد

بولدوزرها موارد استفاده فراوانی دارند که ازمیان میتوان به موارد زیراشاره کرد

1-تصطیح زمین وپاک سازی آن ازبوته ها وکنده های درخت

      2-ایجاد راههای اولیه درکوهستانهای وزمینهای سنگ لاخی

3-جابجا کردن توده خاک به صورت فشاردادن درحجم های زیاد

4-کمک به هل دادن اسکریپرها

5- پخش کردن خاک درخاکریزها

6-پشته کردن خاک درکنارنهرهای ایجادشده

7- تصطیح وپاک سازی بقایای مانده ازعملیات ساختمانی

8-نگهداری راههای موقت خاکی

9-پاک سازی گودالهای کف معادن (برای دیدن ادامه متن برروی «ادمه» کلیک نمایید)

انواع تراکتورها

الف – تراکتورهای چرخ زنجیری

تراکتورهای چرخ زنجیری انواع مختلفی دارد این تراکتورها معمولا برحسب اندازه وزن وقدرت طبقه بندی میشوند دربسیاری ازپروژه ها مقدار وزن تراکتور چرخ زنجیری مهم است زیرا مقدار حداکثر نیروی کششی که یک دستگاه تراکتور میتواند به وجود آورد بدون توجه به قدرت تولیدی موتورآن به حاصل ضرب مقدار وزن درضریت کشش سطح جاده ای که روی آن کارمیکنند محدود میباشد وجود زنجیره ها باعث میشود که تراکتوربتواند درزمینهای با مقاومت فشاری کم وقدرت کششی مناسب فعالیت داشته باشد

ب- تراکتور چرخ لاستیکی

تراکتورچرخ لاستیکی ازاین جهت ساخته شده که سرعت بیشتری درکشیدن وهل دادن اسکریپرها وکارهای نظیرآن داشته باشد این نوع ماشین ها درانواع دوچرخ وچهارچرخ وجوددارد نوع دوچرخ آن حتما باید بایک ماشین دیگر نظیراسکریپر کارکند تابتواند تعادل خودرا حفظ کند نوع چهارچرخ آن دردونوع یک دیفرانسیل ودودیفرانسیل موجود است باین همه آسیب پذیری لاستیکهای این ماشینها درموقع کار درزمینهای دارای سنگهای تیزکه باعث بریده شدن لاستیک میشود استفاده ازآن را دراین نوع زمینها محدود میکند البته زنجیرها ی سیمی مخصوص جهت حفاظت لاستیکها وجوددارد که میتوان برازدیاد اصطحکاک لاستیکها باسطح زمین آنها رابکاربرد

2-بیل های مکانیکی

بیل های مکانیکی ازاولین ماشین آلات مدرن ساختمانی است که درعملیات خاکی بکاررفته است بیل های مکانیکی عمدتا" برای گود برداری درخاک وبارکردن آن با کامیون یا تریلی ویا تسمه نقاله ها بکارمیرود انواع پرقدرت آن قادربه گودبرداری درتمام انواع خاکها بجزصخرخ سنگها بدون تخریب اولیه میباشد

 

بیل های مکانیکی ازسه قسمت اساسی تشکیل شده است : ارابه – قسمت اتاقک گردان روی ارابه وقسمت الحاقی جلوی ماشین .

ارابه یا شاسی – شاسی به دونوع تقسیم میشود شاسی چرخ زنجیری شاسی چرخ لاستیکی ( کامیون )

شاسی چرخ زنجیری با ثبات وقابل اطمینان برای اتاقک چرخنده فوقانی ایجاد میکند و قابلیت تحرک بسیارخوبی درمحل خاک برداری ایجاد میکند درضمن به دلیل سطح وسیع چرخها فشارکمی برروی خاک ایجاد میکند که امکان کاربرروی خاکهای سست را فراهم میکند درموارد ی که برحسب نوع خاک اصطحکاک بیشتری مورد نیازبوده ومسئله لغزندگی وجود داشته باشد نقش زنجیر درماشین اهمیت پیدا میکند درعوض اینگونه بیلها سرعت کمی دارند

شاسی های چرخ لاستیکی دارای سرعت حرکتی بیشتری بوده ولذا برای کارهای کوچکی که تعداد سفرزیاد بوده وسطح راه مورد استفاده محکم باشد مفیدترند این نوع شاسی خودبردونوع است : نوع خود متحرک که ازاتاقک فرمان میگرد ونوع دیگرکه درقسمت عقب کامیون نصب میشود وآن را کامیونی میگویند

سرعت نوع اول 50 وسرعت نوع دوم 80کیلومتر درساعت میرسد .

انواع بیلهای مکانیکی:

الف- بیل مکانیکی با جام معکوس

 به این بیل اسامی متعددی داده می شود از قبیل:کج بیل – بیل پشت خم وبیل کششی.

این بیلها در دو نوع مکانیکی و هیدرولیکی هستند وبرای حفاری مناسبند.

ب- بیل مکانیکی با سیستم کابلی

 این بیل مکانیکی عبارت است از اطاقک گردانی که سوار بر چرخها بوده ودر انتهای جلویی آن بیل متصل شده است. این بیل در دو نوع مکانیکی و هیدرولیکی می باشند.

ج- بیل کششی (دراگلاین)

بیل کششی دراگلاین ازیک اطاقک فرمان – جرثقیل – جام بیل کششی و کابلهای لازم جهت کنترل قسمتهای مختلف تشکیل شده است.بیل کششی قادر است در سطوح خیلی بالاتر وخیلی پایینتر از سطح اتکاء خود است ودر انواع زمینهای مورد استفاده قرار می گیرد. بازوی طویل آن برای حفاری و تخلیه مواد کنده شده مفید بوده وزمان سیکل کار کوتاه از محاسن این ماشین میباشد.

د- جرثقیل

 جرثقیل تشکیل شده از اطاق فرمان ویک تیر بلند مشبک وقلب جرثقیل و معمولا برای باند کردن اجسام سنگین وحرکت دادن آنها بکار میرود. با اتصال دستگاههای مختلف به انتهای تیر مشبک بلند جرثقیل می توان از استفاده های دیگری نمود.جرثقیل ها هم بر دو نوع مکانیکی و هیدرولیکی می باشند که امروزه بیشتر هیدرولیکی می باشند.

3- اسکریپر

اسکریپرماشینی است که عمل بارگیری وحمل وتخلیه مواد خاکی در مسافتهای متوسط وزیادرا به تنهایی انجام می دهد.

اسکریپرازسه قسمت اصلی تشکیل شده است : قسمت بارگیر (جام ) دیوار جلویی قسمت بارگیرودیواره عقب جام یا دیواره تخلیه قسمت جام که معمولا سربازاست دارای یک تیغه برنده قابل تعویض درقسمت پایین میباشد این تیغه درحین بارگیری به داخل خاک نفوذمیکند وبا برش خاک آنرا به داخل جام هدایت میکند . این قسمت قابل حرکت بوده ومیتواند پایین وبالابرود دراسکریپرها ی دارای بالابر قسمت بالابرجانشین دیواره جلویی جام میشود دیواره عقب جام یا دیواره تخلیه قابلیت حرکت به عقب وجلورا دارد که با هل دادن خاک به تخلیه بارکمک میکند

انواع اسکریپرها

اسکریپرها به دودسته موتوردار وبدون موتور تقسیم میشوند امروزه نوع بدون موتورکمترمورد استفاده قرارد میگیرد اغلب اسکریپرها تک محور بوده وتعادل آن ووزن بارآن توسط تراکتورمتصل به آن حمل میشود تراکتورهایی که این اسکریپرها را میکشند ممکن است چرخ لاستیکی وچرخ زنجیری باشند بعضی دیگر قسمتی ازیک تراکتوراسکریپرها هستند بدین معنی که یک تراکتورتک محوره یک اسکریپر تک مجوره رامیکشد اسکریپرها یی که دومحوردارند به وسیله تراکتورهای زنجیردار کشیده میشوند زیرا اینگونه تراتورها نمی توانند بارقائم را تحمل کنند بنابراین نمی توانند اسکریپرها یک محوره را بشکند امروزه بندرت ازاسکریپرها چرخ زنجیری استفاده میشود اسکریپرها یی که توسط تراکتورچرخ لاستیکی کشیده میشوند به انواع زیرتقسیم بندی میشوند

1-تک موتوره دومحوره

2-سه محوری

3-دودیفرانسیل

4-اسکریپرهای دوموتوره ( TANDEM-POWERED)

5-اسکریپرهای دارای بالابر(ELEVATING)

6-فشاری – کششی (PUSH – PULL)

اسکریپرهای تک موتوری دومحوری ازیک تراکتورتک محوره استفاده میکنند وبه دلیل مسئله تعادل این تراکتوربدون اسکریپرمربوطه قادربه حرکت نیست اسکریپرهای سه محوری توسط یک تراکتورکشیده میشوند ماشنیهای چند دیفرانسیلی دارای چرخهای گردنده دراسکریپرودرتراکتورهستند اسکریپرهای دوموتوره دارای موتورهایی چداگانه برای حرکت اسکریپروچرخهای گردان آن میباشد اسکریپرهای دارای بالابردارای یک بالابرنردبانی درجلوی جام بوده ودرعمل کندن وانتقال مواد کنده شده به داخل جام کمک میکند دراین نوع اسکریپرها به دلیل قدرتی که بالابربه اسکریپرمیدهد به تراکتورکمکی جهت بارگیری احتیاجی نیست

4-لودرها

بدون اغراق لودرکاربردی ترین ماشین درانجام کارهای ساختمانی وعمرانی است این ماشین که درانداره های مختلف ساخته میشود به دلیل عملکرد وانعطاف پذیری زیادی که دارد ونیزبا تغییر جام می تواند بسیاری ازکارها رانجام دهد

لودرموارد استفاده بسیاری دارد که برخی ازآنها عبارتند ازایجاد خاکریزها حفاری زیرزمین بناها پرکردن خندقها وخاکریزی اطراف لوله های کارگذاشته شده درکانالها بارکردن کامیونها حمل بتن به محل قالبها وبلند کردن وحمل مصالح ساختمانی

به ماشین لودرمیتوان انواع ملحقات را نصب کرد وکاربردهای دیگری ازآن گرفت نظیربرف روب کانال کن لوله برلوله گذار جرثقیل لیفت تراک

انواع لودر

الف – لودرچرخ لاستیکی

این لودرها دراقسام کوچک خیلی بزرگ ساخته میشود چرخهای بزرگ لاستیکی به این نوع لودرها قدرت تحرک وسرعت فراوانی میبخشد فشاروارده برزمین توسط این لاستیکها کم بوده ومیتوان این فشار را با تغییرمیزان باد لاستیکها تغییرداد باین همه درزمنیهای دارای سنگهای تیزامکان آسیب این لاستیکهاوجوددارد درضمن درزمینهای خیس وگل آلود نیزکارکردن بالودرچرخ لاستیکی مشکل است البته زنجیرهای سیمی مخصوص جهت حفاظت لاستیکها وجود دارد که میتوان برای ازدیاد اصطکاک لاستیکها باسطح زمین آنها رابه کاربرد نوعی ازلاستیکهای جدید ساخته شده اند که دارای عاجهای خیلی ضخیمی هستند ومیتوانند درمناطق سنگی کارکنند این لودرها بردونوع معمولی وکمرشکن هستند

نوع کمرشکن که بیشتر درلودرهای بزرگ بکاربرده میشوند ودارای نوعی شاسی هستند که قسمت عقب لودررابه قسمت جلو توسط یک مفصل متصل میکنند این حالت مفصلی قدرت مانوروشعاع گردش ماشین را نسبت به شاسی های ثابت ( غیرمفصلی ) زیاد میکند درانواع مدرن این ماشین آلات ازسیستمهای فرمان وکنترل هیدرولیکی والکتریکی جهت راحتی وعملکرد بهترراننده استفاده شده است سیستم فرمان این ماشین ها به دونوع است درلودرهای معمولی سیستم فرمان بوسیله فرمان وحرکت چرخها عمل میکند امادرنوع کمرشکن سیستم فرمان به وسیله دوجک هیدرولیکی عمل می نماید

ب – لودرهای چرخ زنجیری

لودرهای چرخ زنچیری مانند لودرهای چرخ لاستیکی عمل کی کنند بااین تفاوت که فشارکمی که برزمین وارد می کنند باعث میشود که لودرهای با چرخ زنجیردار بتوانند درزمینهایی کارکنند که قابل استفاده برای لودرهای لاستیک درنیستند اصطکاک زیاد آنها بازمین باعث میشودکه بتوانند نهایت استفاده راازقدرت موتوردرکند زمین بنمایند وچون زنیرداراند هنگام کاردرمناطق دارای سنگهای تیزخطرپاره شدن لاستیک وجود ندارد لودرهای زنجیردار قادربه حرکت برروی سطحهای باشیب جانبی 35%میباشند درصورتی که این رقم برای لودرچرخ لاستیکی 15% است همچنین لودرزنجیردار میتواند ازشیب 60% بالابرود درحالیکه این رقم برای لودرلاستیک دار به حدود 30% محدود میشود سرعت لودرزنجیردار خیلی کمترازلودرلاستیک داربوده به همین علت درمواردی که فاصله حمل مواد وبازگشت به محل بارگیری زیاد باشد راندمان این ماشین نسبت به نوع لاستیک دار پایین است

ج- بکهولودر

این ماشین آلات درواقع لودرهای کوچکی هستند که درپشت خود یک بیل مکانیکی دارند وبرای کارهای سبک استفاده میشوند کلیه مشخصات عمومی آنها مانند لودرها وبیل های مکانیکی است به دلیل دوکاره بودن این ماشین دربسیاری ازپروژه ها ی کوچک ازاین وسیله استفاده میشود بخصوص اگرپروژه مربوط به کندن خندق باشد

همانطورکه گفته شد درقسمت این ماشین یک بیل مکانیکی وجود دارد قدرت این بیل نیزبراساس زاویه آن بازمنین وشعاع عملکردبازوها فرق میکند شرکتهای سازنده براساس نوع ماشین آلات نمودارهایی مبنی برقدرت بیل درحالات مختلف ارائه میدهند .

5-کامیونها

اگرچه برای حمل ونقل مواد خاکی ازوسایلی مانند اسکریپرها تسمه نقاله وقطاراستفاده میشود ولی معمول ترین وسیله برای حمل ونقل مواد خاکی کامیون ها هستند این ماشینهای حمل کننده بخاطرسرعت زیاد برروی راههای هموارهمچنین ظرفیت زیاد هزینه حمل ونقل مواد را نسبتا پایین می اورند کامیونها دارای قابلیت انعطاف زیادی میباشند زیرا تعدادی ازآنها را که دریک پروژه مورد استفاده قرارمیگیرند می توان زیاد یا کم نمود تادرظرفیت مورد نیازتعدیل بوجودآید کامیونها به دونع معمولی (MING TRUCK) وکمرشکن (ARTICULATED TRUCK)

الف – کامیونهای معمولی

این کامیونها دردونوع یکی مخصوص حرکت درجاده ها ودیگری مخصوص حرکت خارج ازمحدوده جاده (HIGHWAY&OFF HIGHWAY TRUCKS) ساخته میشوند کامیونهای خارج جاده ای میتوانند درابعاد بزرگتروباظرفیت چند صدتن ساخته شوند هرکدام ازآنها انواع مختلف دارند اما نوع کمپرسی آن بیش ازسایرانواع آن به کاربرده میشود کامیونهای کمپرسی درمورد حمل مواد دارای انعطاف پذیری زیاد بوده وبخصوص نوع جاده روآن با سهولت بسیاردرپروژه های مختلف قادربه حرکت میباشند نوع مختلف کامیون های کمپرسی وجود دارد مثلا این کامیون ها درانواع دیزلی یا بنزینی یک یا دودیفرانسیلی ودویا سه محوری به بازار عرضه میشوند

ب- کامیون های کمرشکن

همانطور که ازنام این نوع کامیونها مشخص است ازدوقسمت تشکیل شده اند قسمت موتوروقسمت مخزن که توسط یک مفصل به هم متصل هستند درواقع کامیونهای کمرشکن تریلرهای مخصوص حمل مواد خاکی هستند که بوسیله تراکتوریا کامیون تراکتورکشیده میشوند این واحد فقط برای حمل مواد خاکی طراحی شده اند ومواد حمل شده را یا ازعقب ویا ازازکف واگن ویا ازپهلوها تخلیه مینمایند بعضی ازاین کامیونها دارای مجرای تخلیه طولی هستند که بیشتردرمورد ایجاد خاکریزها مورد استفاده قرارمیگیرد این کایمون ها نیزبردونوع داخل جاده ای وخارج جاده ای هستند البته نوع جاده ای آن بیشتر است زیرا وجود مفصل کمرشکن قدرت مانورآنرا نسبت به کامیون های عادی درناهمواریهای خارج جاده بیشترمیکند 

6-تریلر

برای تسطیح زمین وازبین بردن پستی وبلندی ها ازماشین آلات مختلفی استفاده میشود اما مهمترین وسیله برای عملیات تنظیم شیب وتسطیح خاکریزها وخاکبرداری ها ورساندن سطح خاک به سطح مورد نظر ( خط پروژه ) توسط گریدر انجام میپذیرد عمل تنظیم شیب ازکارهای بسیارمشکل است بطوری که کلیه رانندگان ماشین آلات راهسازی براین عقیده هستند که کارکردن با گرید رمشکل ترازبقیه ماشین آلات است وراننده ای که درزمینه کاربا گریدرمهارت داشته باشد براحتی می تواند بقیه این ماشین آلات را کنترل وهدایت کند

گرید ربرای تنظیم شیب شک لدادن شیب ها تسطیح دامنه خاکریزها وخاکبرداریها کندن جوی ومخلوط کردن وپراکندن مخلوط خاک ومواد قیری بکارمیرود ازاین ماشین الات درساختن راهها وسایر عملیات ساختمانی استفاده میشود این دستگاه دربه هم زدن وبرداشتن لایه های سست وسطح زمین هم به کارمیرود

تیغه گریدر دارای لبه قابل تعویض میباشد درحالات مختلفی نسبت به ماشین می تواند قرارگیرد زاویه تبغاه رامیتوان تغییرداد بطوریکه بتوان گریدر را برای حمل مواد یا کندن جوی بکاربرد زاویه جلودرحالت حمل مواد بکارمیرود که دربرشهای سطحی ومخلوط کردن مواد مورد استفاده قرارمیگیرد زاویه عقب باعث زیاد شدن قدرت حفاری شده ولی سبب میشود که مواد حفاری شده احیانا ازروی تیغه سرریزنماید

چرخهای جلو می توانند به طرفین خم شوند وبدین ترتیب نیروی حالصه ازفشار خاک برتیعه مایل شده را خنثی نماید وبه گردش گریدر هم کمک کند شاسی های کمرشکن نیزدرساختمان بعضی انواع گریدربکارمیرود که باعث ازدیاد قابلیت مانور ماشین وکاربردهای آن میشود

درحالیت مستقیم ( حالت A) ماشین درحالت معمولی کارمیکند درحالت مفصلی ( حالت B) گریدر میتواند شعاع گردش خیلی کوچکی کسب کند درحالت ز چرخای عقب روی زمین محکم مستقربوده ودرهمان حال ماشین میتواند با تیغه به کندن جوی وکنارجاده وغیره مشغول شود گریدرهای مدرن مجهزبه دستگاه کنترل تیغه اتوماتیک هستند که دقت کارآنها برای تنظیم شیب بسیارزیاد است سیستم این دستگاهها که بیشتر هیرولیکی والکترونیکی است مجهز به یک دستگاه حساس است که یک سطح یا امتداد ثابت را دنبال کرده وردمواقع لزوم بطور اتوماتیک تیغه را بلاوپایین میبرد تاشیب مطلوب بدست آید

عملیات با گریدر

الف پخش کردن مواد خاکی

ازمهمترین عملیات گریدر پخش کردن مواد ومصالح خاکی درسطح زمین است البته مقدار مواد جابجا شده به ظرفیت گریدر بستگی دارد ظرفیت گریدر تابع عواملی مانند قدرت موتورکشش ماشین اندازه وارتفاع تیغه میباشد مقدار موادی که گریدرمیتواند جابجاکند بسیارکمترازبولدوزراست بنابراین بهتراست موادی که باید توسط گریدر جابجا وتوزیع شود قبلا توسط ماشین آلاتی مانند بولدوزربرروی زمین پخش شده باشد تاارتفاع توده خاکی خیلی زیاد نباشد

ب- حمل مواد به کنارجاده

باتغییر زاویه تیغه گریدرقادرخواهد بودکه موادخاکی را به کنارمسیرحرکت هدایت کند دراین حالت موادخاکی درانتهای عقب گریدر انباشته شده ویک توده خاکی طولی درامتداد مسیرحرکت گریدر قرارگیرد زیرا درغیراینصورت قدرت کشش ماشین کم میشود وزاویه حمله به تیغه گریدر نیزتغییر میکند

ج- شیب بندهای دقیق

برای شیب بندهای دقیق باید تیغه را با زاویه کوچکی نسبت به امتداد قائم ثابت کرد وارتفاع تیغه ازسطح زمین باید طوری باشد که برآمدگی کوچک را بریده وگودالها را پرنماید بدین منظورهمواره باید مقدار موادخاکی درجلوی تیغه گریدرموجود باشد

د- کندن جوی

گریدر رامیتوان برای کندن جویهای 7شکل وذوزنقه ای شکل به کاربرد ماکزیمم عمق جوی حدود 3 فوت ( یک متر) وعرض آن حدود4فوت است برای جویهای باابعاد بزرگتربهتراست ازخندق کن وبیل مکانیکی وسایل حفاری استفاده کرد

ه – بریدن وتراشیدن ترانشه ها

با تغییر زاویه گریدر وعمودکردن یا شیب زیاد لبه تیغه نسبت به سطح افق میتوان با حرکت درجهت طول ترانشه لبه های آنرا تراشید

البته دومسئله را باید درنظرگرفت اول اینکه نوع مصالح ترانشه ها سنگی وصخره ای نباشد چون به لبه تیغه آسیب رسانده ویا عمل تراشیدن را غیرممکن میسازد مسئله دوم تراشیدن قسمت های پایین ترانشه ومرتب کردن آنها است تادرهنگام تراشیدن قسمت های بالای ترانشه مانع حرکت گریدرنشوند

7- غلتک ها ( COMPACTORS )

مهمترین مسئله درراهسازی میزان دانسیته ومقاومت لایه های راه میباشد این مقادیر باید درحد مطلوب باشد تاسطوح مختلف جاده دراثرتنش های وارده ناشی ازعبوربارتغییرشکل نداده وبتواند تحمل جذب وانتقال باررا ازلایه های بالاتر به پایین تر داشته باشد براین منظورباید لایه های مختلف راه را تاحد قابل قبولی متراکم نمودتراکم عبارتست ازازدیاد دانسیته خاک ازطریق نزدیک کردن ذرات و دانه های خاک به یکدیگر که معمولا با خارج کردن هوا ازفضاهای خالی بین ذرات خاک انجام میگیرد متراکم کردن خاک باعث اضافه شدن مقاومت خاک کم شدن قابلیت تغییر حجم کم شدن قابلیت نفوذ پذیری خاک میگردد میزان تراکم پذیری خاک به دانسیته اولیه خاک خواص شیمیایی وفیزیکی خاک ( نظیرتوزیع دانه بندی چسبندگی وغیره ) درصد رطوبت نوع ومیزان نیروی متراکم کننده دارد

انواع غلتکها

انواع غلتکها عبارتند از

1-غلتکهای پاچه بزی TAMPING FOOT  ROLLERS- SHEEPS FOOT ROLLERS

2- غلتکهای شبکه ای GRID MESH ROLLERS

3- غلتکهای ارتعاشی VIBRATORY MESH ROLLERS

4-غلتکهای فولادی صاف SMOOTH STEEL DRUM

5- غلتکهای پنوماتیک PNEUMATIC ROLLERS

6-غلتکهای کفشک دارSEGMENTED PAD ROLLERS

7-بولدوزرهای متراکم کننده SOIL COMPACTORS

غلتکهای پاچه بزی

غلتکهای پاچه بزی دارای استوانه ای مجهز به تعدادی پایه های بیرون آمده است واین پایه ها که به پاچه بزی موسومند به عمل تراکم کمک میکنند وجه تسمیه پاچه بزی این است که عمل کوباندن این غلتک شبیه اثری است که یک گله گوسفند یا بز برروی زمین برجای می گذارد این غلتک عمل تراکم را با استفاده ازفشار استاتیکی وهمچنین کنترل انجام میدهد این غلتکها معمولات دارای چندین استوانه بوده وبه صورت جفتی هم بکارمی رود

غلتکهای شبکه ای

این نوع غلتکها با سرعت نسبتا" زیاد قادربه کاربوده ودرحین عمل خاک را پراکنده نمی کنند این غلتکها برای خرد کردن قطعات کلوخه خاکهای چسبیده مناسب میباشند همچنین ازاین غلتک میتوان برای خرد کردن ومتراکم نمودن سنگهای نرم استفاده کرد

غلتکهای لرزنده

انواع معینی ازخاک مانند ماسه شن وسنگهای درشت عکس العمل بسیارخوبی درمقابل تراکم تولید شده بوسیله ترکیب فشاروارتعاش ازخود نشان می دهند هنگامی که خاک مرتعش میشود ذرات تغییر محل داده وجهت افزایش وزن مخصوص توده به ذرات مجاورشان نزدیکترمیشوند

غلتکهای لرزنده دراندازه های مختلف ازغلتک کوچک دستی باصفحه فلزی لرزان تا غلتکهای بزرگ خودرو که دارای استوانه های صاف یا پاچه بزی یا کفشک دارمیباشند موجودهستند بسیاری ازانواع این غلتکها دارای فرکانس ودامنه نوسان قابل تنظیم میباشند تاعمل تراکم بدلخواه انجام پذیرد این غلتکها درحین کوبیدن خاک مقداری ازرطوبت خاک را نیزکم می کنند که این عمل درمورد تراکم خاکهای مرطوب مزیت محسوب میشود نیروی متراکم کننده غلطکهای لرزنده اساسا ناشی ازارتعاش ووزن استاتیکی غلطک میباشد

غلتک های دارای چرخ فولادی صاف

این نوع غلتکها هنوز هم به طوروسیع درعملیات ساختمانی به کارمیروند این غلتکها جهت متراکم نمودن سطح آسفالت جاده ها مورد استفاده قرارمیگیرد این نوع غلتکها دارای انواع متفاوتی هستند که متداول ترین آنها عبارتنداز : غلتک سه چرخ ( دومحوری ) غلتک دومحوری تاندم وغلتک سه محوری تاندم

غلتک های پنوماتیک ( چرخ لاستیکی )

این غلتک ها مسطح بوده وقوانین اعمال فشاردرمورد تراکم خاکهای زیرسطح درباره آنها صادق است بعضی ازاین غلتکها خود محرک بوده وبعضی دیگر ممکن است توسط ماشین آلات دیگرکشیده شوند

غلتکهای پنوماتیک دردونوع اصلی غلتک چند چرخ وغلتک پنوماتیک سنگین موجودمیباشند ازغلتک های سنگین پنوماتیک درمتراکم کردن لایه های ضخیم خاک استفاده میشود غلتکهای چند چرخ برای انجام کارهای پایانی وسطوح آسفالت وخاکریزسدها استفاده میشود

غلتک های دارای صفحات فولادی ( کفشکدار )

این نوع غلتک ها شبیه به غلتکهای پاچه بزی بوده وفقط به جای پایه های پاچه بزی صفحات نسبتا بزرگتر فولادی برروی استوانه غلتک سوارشده اند این نوع غلتک ها درحین عمل تراکم اختلال کمتری درسطح خاک ایجاد می نمایند

بولدوزرهای متراکم کننده

این بولدوزهای دارای چرخهای فلزی با زائده های پاچه بزی هستند به طوری که می توانند درزمان هل دادن خاک های سست خاکهای زیرین را متراکم کنند لازم به تذکراست که این ماشین های صرفا برای متراکم نمودن خاک به کارنمی روند بلکه درموارد خاصی مانند توده کردن خاکهای سست درضمن انجام کارمسیرراه را بازکرده وکارراحت ترانجام میگیرد کلیه مشخصات تراکتورها وغلتکهای پاچه بزی برای این ماشین صادق است

8-ماشین آلات آسفالت کاری

 رویه های آسفالتی یک سطح غیرقابل نفوذایجاد می کنند که مانع ازنفوذآب وفرسایش زیرسازی جاده میگردد اینگونه روکش ها را رویه های انعطاف پذیرمی نامند زیرا قادرند تغییر شکلهای تحت تاثیربارهای وارده یا نشتهای لایه های زیرین را تا حدی تحمل کنند رویه های آسفالتی قابل انعطاف وقتی درست طرح ریزی واجرا شده باشند

www.civill.ir

+ نوشته شده در  ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

يكي از مشكلات اساسي در برخورد با بناهاي تاريخي كشور مشكلات ناشي از ترك در ساختمان‌ها مي‌باشد، تركها يا بصورت و يا غير مستقيم باعث ايجاد عدم تعادلهايي در بناهاي تاريخي مي‌شوند. شناساييمنشاء ترك نيز يكي از كارهاي مهم در مقوله مرمت مي‌باشد. در زير يك دسته‌بندي كلي از انواع تركها در بناهاي تاريخي را مشاهده خواهيم كرد.

انواع ترك‌ها

 1. تركهاي ناشي از نشست طبيعي زمين:

با توجه به مطالب بالا، در بناهاي تاريخي و قديمي، ساخت و ساز فشاري بر قشرها و لايه‌هاي زمين تحميل مي‌كند و اين عمل تا زماني ادامه مي‌يابد كه تعادلي نسبي بين بار وارده و مقاومت زمين برقرار شود. در نتيجة اين نشست‌ها و ايجاد تعادل ثانوي بين بنا و زمين تركهايي در بناها اتفاق مي‌افتد، اين نوع تركها را مي‌توان در بناهاي جديد و طي ماههاي اولية ساخت آن مشاهده نمود. 

2. ترك بر اثر نشست زمين در زير پي بنا:

عناصري كه بارشان به زمين منتقل مي‌شود، نيروي مؤثر فشاري بر زمين وارد مي‌كنند كه اين نيرو در لايه زيرين پي از ميان نمي‌رود، بلكه از سطح پي آغاز شده، رفت‌رفته با اندازه‌هاي كاهنده در زير زمين گسترده مي‌شود. تغييرات حاصل بر اثر فشار آبهاي زيرزميني، اكسيد شدن لايه‌هاي زغالي، نشت آب از لوله‌هاي زهكشي (فاضلاب)، بوجود آمدن رطوبت در زير پي‌ها موجب ايجاد ترك در پي و در بنا مي‌شود.

 3. ترك ناشي از خشك شدن لايه‌هاي بنا در زمان احداث و عوامل جوي در طول زمان:

در هنگام احداث هر بنا، رطوبت طبيعي در ملات و ساير مصالح بنايي وجود داردة اين رطوبت به مرور زمان از بين مي‌رود و در نتيجه موجب ايجاد ترك در بنا مي‌گيدد. همچنين بر اثر تغير عوامل جوي و كاهش يا افزايش ميزان رطوبت، ترك نيز پديدار مي‌شود.

 4. ترك ناشي از جابجايي ناگهاني لايه‌هاي زمين:

عوامل طبيعي مانند زلزله و بادهاي شديد موجب جابجايي لايه‌هاي زمين شده و بدنيال خود تركهاي زيادي را در بناها بوجود مي‌آورند. شدت تركها گاهي به جدايي كامل اتصالات منجر مي‌گردد.

 5. ترك بر اثر كاهش يا افزايش بارهاي وارده بر پي‌ها:

عناصر و اجزاء بناهاي قديمي بصورت فشاري عمل مي‌كنند، در نتيجه تعادلي را در بارگذاري موجب مي‌شوند، اين تعدل تمام نيروهاي رانشي و فشاري را خنثي كرده و بار بنا را بصورت صحيح از مركز ثقل پايه‌ها و ديوارها به زمين منتقل مي‌كنند. هرگونه تغيير در بارگذاري (كم يا زياد كردم) در اين تعادل اختلال ايجاد مي‌كند و در نتيجه بنا دچار تركهاي شديد مي‌گردد.براي مثال اگر نيروي فشاري بار عمودي مناره‌ها از كناره‌هاي ايوانها حذف شود، نيروهاي رانشي تاقهاي ايوان در پايه‌‍هاي جانبي باربر زنده شده و موجب رانش پايه‌هاي مي‌گردد. 

6. ترك بر اثر وارد آمدن نيروهاي رانشي به بنا:

با توجه به اينكه اجزاء بناهاي قديمي اكثراً بصورت فشاري عمل مي‌كنند و تمام نيروهاي رانشي توسط نيروهاي فشاري خنثي شده و به زمين منتقل مي‌شوند، چنانچه نيرويي بدون در نظر گرفتن تعادل بنا در جهات مختلف به آن وارد گردد، خوبخود تعادل موجود در ساختمان برهم مي‌ريزد و در نتيجه تركها و جابجايي‌ها ظاهر مي‌گردند.

 7. ترك ناشي از لرزشهاي پيرامون بنا مانند ترافيك، انفجار، حفاري و غيره:

هرگونه عامل خارجي مانند احداث خيابان و ايجاد ترافيك سنگين همراه با صدا و لرزش، احداث كارخانه‌ها، انفجارها و عمليات حفاري در تعادل طبيعي بنا كه اجزاء آن بصورت فشاري عمل مي‌كنند، اختلال ايجاد مي‌كنند. 

8. ترك بر اثر تغيير فشار آبهاي زيرزميني و تغيير ميزان رطوبت در بخش زير پي‌ها:

هرگونه تغيير در تعادل قشرهاي زيرين پي از نظر كاخش يا افزايش فشار آب و رطوبت موجود در آن موجوب بروز اختلالاتي در پي‌ها و همينطور كلي بنا مي‌گردد كه با نشست پي و ايجاد ترك در بنا همراه است. كنترل و ثابت نگه داشتن آبهاي زيرزمين تا حد امكان براي حفاظت بناهاي تاريخي ضروري است. 

9. ترك بر اثر تعبيه و فعاليت تأسيسات مدرن در داخل بناهاي تاريخي:

در بناهاي تاريخي و قديمي، تأسيسات در خارج از بنا احداث مي‌‍شد و سيستم تأسيسات گرمايشي و سرمايشي در داخل بنا وجود نداشت. در حال حاضر به منظور احياء بناهاي تاريخي، اين تأسيسات اجباراً به داخل بنا منتقل مي‌شوند. در بيشتر اين بناها، به علت اجراي نادرست اين تأسيسات و در نتيجه نشت آب از لوله‌ها و نفوذ آن به زير پي‌ها، نشست و ترك در بنا رخ مي‌دهد. بنابراين مداخله در بناي تاريخي و احداث تأسيسات جديد، مشروط به رعايت اصولي خاص در طراحي با نگرشي ويژه به طبيعت بناي تاريخي است.

 10. ترك ناشي از كاهش تدريجي مقاومت و چسبندگي مصالح و ملاتها به علت فرسوديگ در طول زمان:

فرسودگي و كهولت بما همراه با عوامل جوي، تأثيرات مستقيم و عوارض منفي براي بناها بدنبال دارد. ميزان تأثير عوامل جوي از قبيل تغييرات دما و رطوبت بستگي به نوع مصالح بنا دارد. وجود اين دو عامل مقاوما بنا را در برابر نيروهاي وارده كاهش داده و موجب بروز ترك در آن مي‌شوند. 

11. ترك بر اثر ساخت و ساز جديد (الحاقات) بدون توجه به پيوستگي و همبستگي سازه‌اي بناهاي قديمي:

با توجه به اينكه بناهاي قديمي داراي انسجام سازه‌اي و همچنين همبستگي در تركيب و ساختار خود هستند، هر نوع دخل و تصرف در بنا كه بي‌توجه به اين اصول سازه‌اي و تركيبي و بدون مطالعه انجام گيرد، مسلماً ضايعاتي را ايجاد مي‌كند كه يكي از آنها ايجاد ترك و جابجايي در سازة بنا است.

 12. ترك بر اثر فشارهاي وارده:

تركهاي عمودي روي ديوارها، معمولاً حاصل فشارهاي وارده از تاقها و يا فشارهاي حاصل از فعل و انفعالات خود زمين هستند. اگر پي مستعد نشست باشد، اين فشارها ممكن است باعث چرخش شوند. از طرفي امكان دارد تركهاي افقي نيز بر اثر اين فشارها ايجاد شوند كه در اين صورت ديوار بر اثر استقامت زمين از دو جانب شكم داده و باعث فلج شدن آن بخش خاص و آن برش از ديوار مي‌شود.در ديوارهاي پشت‌بند، در بخش پر تركهاي افقي وجود دارند ولي قابل روئيت نيستند. اگر تغيير فشارهاي وارده در طول ديواري همگن نباشد، در نوع انحراف طولي تغيير پديد مي‌آيد و تركهاي عمودي بوجود مي‌آيند. تركهاي افقي نيز در صورتي پديد مي‌آيند كه نيروهاي متمركز كه بر اثر وجود تيرهاي سقف حاصل شده‌اند با مقاومت قابل توجه زمين مواجه شوند. 

13. ترك در ديوار منحني:

در اين نوع ديوارها، تركها خيلي بيشتر از ديوارهاي صاف هستند، زيرا فشارهاي عمودي در جداره با تنشهاي كششي همراه هستند. 

14. ترك در نقاط اتصال ديوارها:

نقاط اتصال ديوارها در كنجح‌ها كه بصورت L يا T و... هستند بصورت فاحشي تحت تأثير نيروهاي متمركز قرار مي‌گيرند. اگر اتصال بخوبي انجام نشده باشد، امكان ايجاد ترك و انفصال بسيار زياد است. نشست‌هاي غيرهمگن لايه‌هاي مختلف زمين از دلايل بروز ترك و يا چرخش‌هاي شديد هستند كه معمولاً در گوشه‌ها و كنج‌هاي اتصالي بروز مي‌كنند 

15. ترك در جداره‌ها و ديوارهاي پر بازشو (درها و پنجره‌ها):

وجود بازشو در ديوار، علاوه بر افزايش نيروهاي فشاري در بخش‌هاي اطراف بازشوها، باعث تشكيل و پخش شبكه نيروهاي كششي و فشاري خاص مي‌شود كه معمولاً به انفصال قسمتي از ديوار مي‌انجامد. در نماهايي كه تعداد بازشوها بيشتر باشد بر اثر نشست پي‌ها، تعداد تركها افزايش مي‌يابد و اين تركها در نقاط ضعيف بيشتر قابل مشاهده هستند. 

www.mehrazi.ir

 

+ نوشته شده در  ساعت 4:56 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

الف) شدت زلزله (Earthquake intensity):

                          

یک مقیاس مشاهده ای و غیر دستگاهی است که بستگی به فاصله کانون تا مکان مورد نظر، مدت دوام لرزش، نوع خاک، عمق سنگ کف ودارد. مقیاس شدت زلزله مرکالی است که در سال 1902 بین 10 – 1 است. در 1932 مقیاس اصلاح شده مرکالی (MMI) که از 12 – 1 است.

در MMI 4 نوع masonavy داریم:

نوع A: طراحی خوب، اجزاء خوب، همراه با بتون و تیرآهن.
نوع
B: دارای تیرآهن و بتون می باشد اما طراحی و اجرای خوبی ندارند در مقابل نیروهای جانبی مقاوم نیست.
نوع
C: طراحی و اجزاء معمولی است. در سازه از سیمان استفاده شده ولی در مقابل نیروهای جانبی مقاوم نیست.
نوع
D: بدون طراحی ساخته شده و سیمان و فلز ندارند و از نظر نیروی جانبی پایدار نیست.

مزایای مقیاس مرکالی

1-بدون وجود ایستگاه لرزه نگاری می توان شدت زلزله ها رابا توجه به خرابی سازه ها اندازه گیری کرد.
2-برای زمین لرزه های تاریخی برآوردی میتوان ارائه داد.

3-از روی شدت زلزله می توان منحنی های هم شدتIsolseismical line را رسم نمود.

معایب واحد مرکالی :

1-گزارشات غیر واقعی و گزافه گویی در شرح زلزله

2-مناطقی که هیچ نوع حیاتی در آن وجود ندارد.

3-دقت شدت زلزله پائین است.

تعیین شدت خرابی بر اساس مقیاس مرکالی:

1- احساس نمی شود, مگر در شرایط ویژه.تنها توسط دستگاه های لرزه نگار قابل ثبت است.

2- توسط افراد در حال استراحت و در طبقات بالای ساختمان ها حس می شود.برخی اشیاء آویزان ممکن است نوسان کنند.

3- در فضای باز و در طبقات بالایی ساختمان ها کاملا قابل احساس است.مردم آنرا بصورت زلزله شناسایی نمی کنند .ارتعاش مانند عبور کامیون است. مدت زمان لرزش قابل تخمین است.

4- در طی روز در فضای بسته توسط افراد زیادی حس می شود و در فضای باز عده معدودی حس می کنند.در شب عده ای را از خواب بیدار می کند .بشقاب ها ,پنجره ها و درب ها تکان خورده و صدا می کنند. در ماشین های ایستاده ارتعاش قابل درک است.

5- زلزله توسط هر فردي قابل احساس است. بسياري ازخواب بيدار ميشوند. برخي از پنجرهها, بشقابها و غيره شكسته ميشوند. گچكاريهاي ساختمانها ترك ميخورند. اشياي ناپايدار واژگون ميگردند. سر و صداي درختان و ساير اشياي مرتفع شنيده ميشود و آونگ ساعتها متوقف ميگردند. دربها باز و بسته ميشوند و امتداد حركت زمينلرزه قابل درك است.

6- زلزله توسط بسياري از افراد حس ميشود و بسياري از مردم وحشتزده به فضاي باز پناه ميآورند. اشياي سنگين جابجا ميشوند و قطعات از گچكاري كنده ميشود. دودكشها فرو ميريزند و خسارات جزئي به بار ميآيد. افراد به حالت نامتعادل قدم ميزنند و يا ميايستند. پنجرهها, دربها و بشقابها شكسته ميشوند. ساختمانهاي خشتي و ضعيف ترك برميدارند. زنگهاي كوچك به صدا در ميآيند.

7- مردم وحشتزده به فضاي باز فرار ميكنند. خسارت بسيار كمي در ساختمانهايي كه خوب طراحي و ساخته شدهاند وارد ميشود. به ساختمانهاي متوسط و معمولي خسارات جزيي و متوسط وارد ميگردد. خسارات قابل ملاحظهاي در ساختمانهاي ضعيف و بد طراحي شد, وارد ميشود. خسارت به ساختمانهاي نوع(D) شامل ترك و فرو افتادن گچكاريهاست و آجرهاي سست لق ميشوند. تركهايي در ساختمانهاي نوع (C) به وجود ميآيد. ايستادن مشكل ميشود و اثاثيه شكسته ميشوند. زنگهاي بزرگ به صدا در ميآيند. زهكشهاي سيماني آبرساني خسارت ميبينند. لغزشهاي كوچك اتفاق ميافتد.

8-خسارت در ساختمانهايي كه طراحي ويژه شدهاند, بسيار جزيي است و در ساختمانهاي معمولي نوع (C ) با فروريزشهاي جزيي همراه است و در ساختمانهاي ضعيف نوع (D) بسيار شديد است. ديوارهاي جداكننده به خارج از قاب ساختمان پرتاب ميشوند. دودكشها, ستونها, ديوارها و دودكشهاي كارخانهها و سنگهاي يادبود سقوط ميكنند. اشياي سنگين واژگون ميگردند. تغييراتي در سطح آب چاهها ايجاد ميشود. ماسه و گل به مقدار كم بيرون زده ميشوند. رانندگي مشكل ميگردد. تركهايي در زمينهاي مرطوب و شيبهاي ملايم ايجاد ميشود. تغييراتي در آب و درجه حرارت چشمهها و چاهها ايجاد مي شود. خانههاي اسكلت دار بر روي سطح پي حركت ميكند. شاخههاي درختان شكسته مي شوند.

9- خسارت قابل ملاحظهاي در ساختمانهايي كه طراحي ويژه شدهاند, ايجاد ميشود. ساختمانهاي اسكلتي خوب طراحي شده كج ميشوند. ساختمان بر روي پي تغيير مكان ميدهد. تركهايي آشكار در زمين ايجاد ميگردد. خطوط لوله زيرزميني شكسته ميشوند. وحشت عمومي بر مردم غالب ميشود. ساختمانهاي نوع (D) ويران ميگردند و بر ساختمانهاي نوع (C ) خسارت سنگين وارد ميگردد و گاهي كاملاً فرو ميريزند. ساختمانهاي نوع (B) خسارت جدي ميبينند و خسارت اساسي به پي وارد ميگردد. در مناطق آبرفتي ماسه و گل بيرون ميآيند.
10- سازههاي چوبي خوب ساخته شده ويران ميشوند. بسياري از سازههاي اسكلتدار بنايي به همراه پي ويران ميشوند. در زمين تركهاي بزرگي ايجاد ميگردد. خطوط راه آهن كج ميشوند. زمين لغزشهاي قابل ملاحظهاي در كنار رودخانهها و شيبهاي ملايم اتفاق ميافتد. آب سر و صداهاي زيادي (چلپ و چلوپ) ميكند. خسارات جدي به سدها و مخازن وارد ميگردد. در زمين, لغزشهاي بزرگ اتفاق ميافتد و آب از مخازن و كانالها و رودخانهها و درياچهها و غيره بيرون ريخته ميشود.

11- ساختمانهاي كمي, استوار باقي ميمانند. پلها ويران ميگردند. خطوط لوله زيرزميني كاملاً غير قابل استفاده ميشوند. خطوط راهآهن به شدت كج ميشوند. زمين باتلاقي ميشود. لغزشهايي در زمينهاي نرم ايجاد مي شود.
12- خسارت كلي, امواج برروي سطح زمين مشاهده ميشوند. اشياء به هوا پرتاب ميشوند و سنگهاي بزرگ جابجا مي شوند.

ب):انواع مقياسهاي بزرگي

1-Mb (امواج درونی):

بزرگترین دامنه امواج لرزه ای موج p است. از آنجا كه زلزله هاي ژرف داراي امواج سطحي كوچك يا بي اهميت هستند, در زلزله شناسي اندازهگيري دامنه موج P (كه تحت تأثير عمق كانوني قرار نميگيرد) متداول است و به وسيله آن بزرگي موج P تعيين ميگردد.

2- Ms ( امواج سطحی):

بزرگترین دامنه موج سطحی یاموج S است. از آنجا كه در زلزله هاي دوردست (فاصله سطحي بيش از 2000 كيلومتر), موجهاي سطحي با دوره تناوب حدود 20 ثانيه غالب هستند, گوتنبرگ به منظور كمي كردن اين زلزله ها, مقياس موج سطحي را تعريف نمود. اين مقياس مبتني بر اندازه گيري دامنه امواج سطحي با دوره تناوب 20 ثانيه ميباشد که برای زمین لرزه هایی که در فاصله دورتر از km 600 ثبت شده به کار می روند.
3-
Mw (امواج گشتاوری) :

بزرگای گشتاوری برای زلزله های بزرگتر از 5/7 تعریف شده است. زیرا زمین در این حالت از موج اشباع شده است. اين مقياس به علت نقص هاي مهم مقياس محلي ريشتر, مقياس بزرگي موج حجمي و تا اندازهاي مقياس بزرگي موج سطحي در تشخيص زلزله هاي بزرگ ابداع شده است.

از آنجا كه در زلزله هاي بسيار بزرگ, بيشتر انرژي توسط امواج با فركانس كوتاه تر آزاد ميگردد, اكثر محققين ترجيح دادند كه براي تخمين انرژي آزاد شده از پارامترهاي استاتيكي نظير گشتاور لرزهاي استفاده نمايند. گشتاور لرزهاي براي هر زلزله بزرگ به واسطه امواج دروني دوره بلند, امواج سطحي, نوسانات آزاد و داده هاي مساحي از طريق فرمول ذيل سنجيده ميگردد.

4- MD (بزرگی مدت):

از اين مقياس بزرگي براي اندازه گيري سريع زلزله هاي كوچك (M<=3) استفاده فراوان ميشود. در اين مقياس بر اساس مدت كل زلزله بر حسب ثانيه, يك بزرگي به آن منسوب ميشود. در رخدادهاي كوچك, معمولاً بين بزرگي مدت و بزرگي اندازه گيري شده با مقياس ريشتر (M<=3) همبستگي وجود دارد. اما آزمون هاي ميزان كننده هميشه فراهم نيستند و چون MD عمدتاً براي اندازه گيري زلزله هاي كوچك وضع شده است و بيشتر براي زلزله شناسان اهميت دارد تا مهندسين.

منبع: پایگاه ملی داده های علوم زمین و بر گرفته از سایت www.icivil.ir

+ نوشته شده در  ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

1-      استفاده از ديوارهاي ضخيم در كنار قوس
2-      استفاده از منار در اطراف قوس
3-      استفاده از ديوار پله‌اي در اطراف قوس
4-   استفاده از چوب‌كش. براي اينكه چوب‌كش بتواند در مقابل نيروهاي رانشي خوب عمل نمايد، معمولاً از چوب درختهايي استفاده مي‌كنند كه در ابتدا و انتهاي آن شاخه مي‌باشد، شاخه‌ها باعث هشت و گير شدن مي‌شوند. در صورتي كه ارتفاع تاغ زياد باشد و دهانه هم بزرگ براي هشت و گير كردن چوب ابتدا و انتهاي آن را كه در ديوار قرار مي‌گيرد، سوراخ كرده و چوبي ديگر از داخل آن رد مي‌كنند، براي اينكه چوب كوچكتر از داخل سوراخ كلاف خارج نشود‌، شياري بالاي چوب كوچك ايجاد كرده و گُوهاي چوبي را با ضربه به داخل شكاف وارد مي‌كنند.

5-  استفاده از كلاف‌بندي دورتادور زمينة قوس. براي اينكه كلاف‌بندي بتواند كارايي لازم را داشته باشد، كلافهايي دور تاغ كشيده و اين كلافها را دورتادور ديوار تكرار مي‌كنند، محور اتصال كلافها در ديوار بايد بصورت نيمانيم باشد تا بتواند خوب چفت شود، در غير اينصورت كلاف خوب عمل نمي‌كند.

6-  استفاده از تركيبهاي آجرچيني. براي مقاوم ساختن قوس در برابر نيروهاي رانشي از تركيب آجرچيني رومي و ضربي استفاده مي‌كنند، به اينصورت كه ابتدا تا شكرگاه را با آجرچيني رومي كار مي‌كنند (آجرچيني رومي تا شكرگاه نياز به قالب ندارد) و سپس از آنجا به بعد را آجرچيني ضربي كار مي‌كنند. علت استفاده از اين روش بخاطر هشت و گير بودنش و نياز نداشتن به قالب تا شكرگاه، در مقابل نيروي رانشي مقاوم مي‌باشد (نيروي رانشي در شكرگاه به طرف بيرون مي‌باشد) و آجرچيني ضربي هم بخاطر بالا بودن مقاومتش در برابر نيروي رانشي پس از آجرچيني رومي اجرا مي‌شود. در اين حالت طاق ضربي قالب اجرايي جهت تاق رومي است كه پس از اتمام طاق‌ ضربي از روي آن طاق اقدام با اجراي طاق رومي مي‌نمايند.

تاغ و تويزة رومي با تاغ دزددر هسته قرار گرفته و محاط مي‌شود و در بعضي شرايط از زير يا بالاي تاق دزد قابل رويت است.

 7-  پالانه كردن. در اين روش براي تقويت قوس معمولاً بعد از اجرا پشت آنرا غورة گل ريخته و پس از پر شدن تمام درزهاي مابين آجرها، بين 2 تا 5 رج آجرچيني به روش چپيله انجام مي‌دهند.

منبع: جزوه سازه‌هاي سنتي - آيدين جواني ديزجي 

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

مقاله اي كه مي خوانيد، خلاصه يک طرح تحقيقاتی است با عنوان،« بررسی ساختار توليد، توزيع و مصرف سيمان» که توسط گروه کارشناسی مرکز تحقيقات ايران فريمکو تهيه شده است.
سيمان به عنوان مهم ترين فرآورده ساختمانی نقش مهمی در ساخت و سازهای کشور دارد. برای رسيدن به توسعه پايدار نيازمند فضاهای مختلف مسکونی، تجاری، اداری، صنعتی ، آموزشی و زير ساختارهای اساسی از قبيل سد، تونل، پل، راه و ... هستيم که در ساخت همه آنها بتن نقش اساسی دارد. نکته مهم، پايداری، دوام و مقاومت بخش های سازه ای اين بناهاست. در صورت طراحی و اجرای دقيق بنا در کنار مقاومت و ايستايی در برابر نيروهای وارده، در زمان کاربری دوام لازم را در برابر پديده های جوی يا شرايط اقليمی مختلف خواهد داشت. بنابراين مقاومت بتن در کنار دوام آن در مرحله طراحی و ساخت مدنظر قرار مي گيرد تا سازه ها از طول عمر بيشتری برخوردار باشند. سيمان به عنوان ماده اصلی بتن در کنار قابليت ها و توانمندي هايی که دارد، در مرحله توليد مسايل و مشکلات زيست محيطی شديدی به جامعه تحميل مي کند.

در فرآيند توليد هر تن سيمان، يک تن گاز کربن دار وارد محيط زيست مي شود و بيش از 125 ليتر سوخت فسيلی (مازوت و يا گاز طبيعی) در کنار 110 کيلو وات ساعت برق مصرف مي شود.

برابر آمارهای ارايه شده بيش از 5/8 درصد گازهای گلخانه ای جهان ناشی از توليد بيش از يك هزار و 800 ميليون تن سيمان است. بنابراين ضرورت حداکثر بهره وری از اين عنصر در اولويت برنامه ريزی کشورهای توسعه يافته قرار دارد.
همچنين با توجه به اينکه سوخت و ساير انرژی های مصرفی در کارخانجات سيمان در کشور ما با يارانه های دولتی توزيع مي شود، برنامه ريزی برای توليد سيمان بايد با اهداف تامين منافع ملی و رعايت حقوق مصرف کنندگان انجام پذيرد. زيرا رقم ريالی يارانه های پرداختی به صنعت سيمان در قالب سوخت و انرژی تحويلی بالغ بر 680 ميليارد تومان است. اين در حالي است که هزينه های اجتماعی ناشی از توليد 32 ميليون تن گازهای آلاينده گلخانه ای ناشی از توليد سيمان نيز، بيش از 150 ميليارد تومان است.

در دهه های اخير به خاطر بالا رفتن قيمت جهانی نفت در کنار آلودگي های زيست محيطی ناشی از توليد سيمان حداکثر بهره وری از قابليت های سيمان در همه ابعاد در دستور کار کشورهای توسعه يافته قرار گرفته و نتايج با ارزشی نيز به دست آمده است. اين برنامه ها با محورهای زير پی گيری شده است :

1. ضرورت حداکثر صرفه جوئی در مصرف انرژی : با توجه به حجم بالای مصرف انرژی در فرآيند توليد سيمان موضوع کاهش ميزان سوخت مصرفی طی دهه های اخير اولويت نخست کارخانه سيمان بوده است. انرژی لازم برای توليد يک تن سيمان در تئوری و عمل اختلاف فاحش 50 درصد دارد، ليکن همه اين انرژی تلف شده را نمي توان صرفه جويی کرد، اما با اصلاح خطوط توليد و تعريف سيستم های جديد، بخش قابل توجهی از اين انرژی تلف شده را مي توان کاهش داد. طی دو دهه گذشته کشورهای توسعه يافته بيش از 33 درصد از مصرف انرژی برای توليد سيمان را کاهش داده اند. همچنين موضوع جايگزينی سوخت های ضايعاتی نيز از ديگر دستاوردهای صنعت سيمان در کاهش هزينه های بخش انرژی توليد سيمان بوده است.

2. ارتقاء کيفيت سيمان و فرآورده های سيمانی : کيفيت سيمان توليد شده نقش اساسی در کاهش مصرف سيمان و کيفيت محصول نهايی دارد بر همين اساس توليد سيمان های با مقاومت بالا برای کارهای سازه ای، توليد سيمان های ويژه برای پروژه های خاص و توليد سيمان بنايی برای کارهای بنايی از جمله اقداماتی بوده که در کشورهای توسعه يافته مورد توجه قرار گرفته است.

2-1- سيمان های با مقاومت بالا :

بخش قابل توجهی از سيمان به صورت بتن سازه ای مصرف مي شود. در صورت جايگزينی سيمان های با مقاومت بالا (42/5 و 52/5 و 62/5) به جای سيمان پرتلند معمولی (32/5) در بخش مصارف سازه ای، حداقل20 درصد از ميزان سيمان مصرفی کاسته مي شود. نتايج تحقيقات صورت گرفته نشان مي دهد که برای رسيدن به يک سازه با ابعاد و مقاومت فشاری مورد نياز، با تغيير رده مقاومتی سيمان، حجم سيمان مصرفی نيز تغيير پيدا مي کند. چنانچه مصارف بخش سازه ای سيمان را 10 ميليون تن در نظر بگيريم، با 10 ميليون تن سيمان 42/5 مي توان به اندازه 5/12 ميليون تن سيمان 32/5 ، بتن با مقاومت فشاری معين توليد کرد. با جايگزينی سيمان های با مقاومت بالا (به ميزان 10 ميليون تن در سال)، بيش از 243 هزار و 750 هزارم تن در مصرف سوخت (43 ميليون دلار) و بيش از 280 ميليون دلار در بخش سرمايه گذاری برای ايجاد کارخانجات سيمان صرفه جويی مي شود و از انتشار بيش از 2 ميليون تن گاز گلخانه ای در محيط زيست نيز جلوگيری مي شود. امروزه در کشور آمريکا و بسياری از کشورهای توسعه يافته قيمت بتن بر اساس رده مقاومتی آن تعيين مي شود و اين در حاليست که همچنان در کشور ما قاعده حاکم بر قيمت بتن، عيار سيمان مصرفی است. به گفته پروفسور نويل- بتن بد ترکيبی است از سنگدانه، سيمان و آب و بتن خوب نيز ترکيبی است از سنگدانه، سيمان و آب. تنها تفاوت اين دو دانش فنی است که در ساخت بتن خوب به کار رفته است. بنابراين عيار سيمان، بدون توجه به دانش فنی که اين بتن را ساخته- نمي تواند گويای تمام مشخصات بتن باشد.

2-2- سيمان بنايی :

دومين گروه مصارف سيمان، در بخش کارهای بنايی صورت مي گيرد که ديوارکشی، آجر چينی، نصب سنگ و آجرنما و موزائيک، کاشی کاری و اندود سيمان و ... را شامل مي شود. با وجود تدوين استاندارد ملی سيمان بنايی به شماره 3 هزار و 516 (3516) توليد اين نوع سيمان به فراموشی سپرده شده است. در توليد سيمان بنايی مشخصه هايی از سيمان مورد نياز که با سيمان های آميخته با ترکيب 60 تا 70 درصد کلينکر و 30 تا 40 درصد انواع پوزولان و روباره مشخصه های لازم برای ملات بنايی به دست می آيد. بنابراين توليد سيمان بنايی در کنار منافعی که برای کارخانجات سيمان دارد، به خاطر کم کردن ميزان کلينکر مصرفی نيز برای جامعه مفيد است. توليد سيمان بنايی به ساماندهی شبکه توزيع و مصرف سيمان نيز کمک مي کند. به نحوی که به خاطر قابليت های پايين مصارف سازه ای اين نوع سيمان ها، امکان جابه جايی و يا ساخت بتن سازه ای به صورت دستی با اين سيمان به حداقل مي رسد و انگيزه های توليد بتن های دست ساز و غير استاندارد را به شدت پايين می آورد. توليد سيمان بنايی به ميزان 10 ميليون تن در سال، بيش از 365 هزار تن در مصرف سوخت صرفه جويی به دنبال دارد. همچنين از انتشار 3 ميليون تن گازهای گلخانه ای جلوگيری مي شود و سرمايه گذاری برای کارخانجات جديد سيمان نيز بيش از 360 ميليون دلار کاهش می يابد.

2-3- سيمان های ويژه :

با توجه به اينکه سازه ها و قطعات بتنی در شرايط کاربردی مختلف قرار می گيرند، به منظور حفظ فاکتورهای دوام، کارايی و پيش گيری از خطرهاي آسيب احتمالی سازه در مرحله ساخت و نگهداری نيازمند ايجاد تغييرات در ترکيبات شيميايی سيمان هستيم. محيط های قليايی يا در معرض حمله سولفات ها و شرايط اقليمی غير متعارف، بتن ريزی های حجيم (سد سازی) و سازه های خاص صنعتی در معرض سايش از جمله مهم ترين محل هايی هستند که به سيمان های ويژه براي ساخت بتن نياز دارند. سيمان هايي كه با عث شوند کارايی و دوام بتن های ساخته شده در اين محيط ها پايداری لازم را داشته باشد

ب) مرحله توزيع سيمان :

شبکه های توزيع يکی از مهم ترين نهادهای اقتصادی هر جامعه هستند که فاصله بين توليد و مصرف را تکميل می کنند. شبکه های توزيع مهم ترين تاثير گذاری را در رشد و توسعه اقتصادی کشورهای توسعه يافته داشته اند. هر کالا بر اساس مشخصات و شرايط خاص حمل و نقل و نگهداری و ساختار مصرف، الگوی مشخصی برای سازمان و نظام توزيع خود انتخاب مي کند. هر الگوی توزيع دارای سه مرحله اساسی است: 1- تحويل کالا از توليدکننده 2- انبارش و تقسيم 3- تحويل به مصرف کننده

سرعت، دقت و حفظ کيفيت از مرحله تحويل اوليه تا تحويل به مصرف کننده مهم ترين الزامات طي اين مراحل است.
طراحی سازمان مناسب توزيع :

متاسفانه ساختار نظام توزيعی در کشور ما با کشورهای توسعه يافته تفاوت فاحشی دارد. نظام توزيع سيمان در کشورهای توسعه يافته با هدف پوشش مصرف صحيح سيمان تنظيم مي شود. اين در حاليست که در کشورما عکس اين رفتار حاکم است.

سيمان توليدی در هر کشور بين 3 گروه اصلی تقسيم مي شود :

1- برای توليد بتن سازه ای و قطعات بتنی- در اختيار کارخانجات توليد بتن آماده و قطعات بتنی قرار مي گيرد.
2- برای استفاده در پروژه های عمرانی در اختيار شرکتهای عمرانی بزرگ قرار مي گيرد.

3- برای مصرف در بخش کارهای بنايی در اختيار کارخانجات توليد کننده ملات خشک بنايی و يا شبکه های توزيع مصالح فروشی قرار داده مي شود.

فراوانی نسبت توزيع سيمان بين اين گروه ها بر اساس حجم سيمان مصرفی در هريک از بخش های عمرانی مشخص مي شود. اما در کشور ما اين مساله بدون هيچگونه پشتوانه مطالعاتی و فقط بر اساس يک عرف و سنت غلط شکل گرفته است.

فاصله بين سهم هر يک از بخش های تحويل گيرنده سيمان نشان مي دهد که ساختار توزيع سيمان در کشور، منطبق بر ساختار مصرف نيست، بلکه شبکه خرده فروشی سيمان در اين ساختار حاکميت دارد. اين در حاليست که سيمان توزيع شده توسط بخش خرده فروشی، به بدترين شکل ممکن فرآوری مي شود. زيرا سيمان دريافتی اين بخش يا براي توليد بتن های سازه ای غير استاندارد و دستی پای کار مصرف مي شود و يا وارد شبکه دلالی شده و در موارد مشابه به مصرف مي رسد و بخش اندکی از اين حجم سيمان دريافتی براي کارهای بنايی در اختيار سازندگان بنا قرار مي گيرد. ضرورت تغيير اساسی ساختار توزيع سيمان و انطباق آن با ساختار مصرف، مهم ترين نکته پيش دست اندركاران سيمان است. اين مهم به مطالعات مهندسی معکوس مراحل مصرف، توزيع و توليد سيمان نياز دارد.

محاسبات مرحله مصرف سيمان در بخش مسکن :

برابر محاسبه و برآوردهای صورت گرفته از مصرف سيمان در ساختمان های مختلف ميانگين مصرف سيمان در بخش های مختلف برای ساختمان های با اسکلت فلزی، اسکلت بتنی و ساختمان های آجری محاسبه مي شود.
نياز سيمان بخش ساختمان در دو بخش سازه ای و غير سازه ای کمتر از 10 ميليون تن در سال است، اين در حاليست که از اين ميزان نيز، بيش از 2/4 ميليون تن در بخش سازه و تنها 25/5 ميليون تن سيمان برای بخش کارهای بنايی مورد نياز است. اما در حال حاضر بيش از 65 درصد از 32 ميليون تن توليدی کشور،(21 ميليون تن) در قالب سهميه های مردمی توسط مصالح فروشان توزيع مي شود که با وجود 400 درصد افزايش سيمان دريافتی نسبت به محل مصرف، اين بازار همواره دچار بحران و آشفتگی است. علت اين امر جابه جايی سيمان از بخش های مختلف در کنار مصرف غلط در همه بخش ها است.برای ساماندهی بازار مصرف سيمان در بخش ساختمان سازی لازم است مراحل زير طی شود :

1- سيمان مورد نياز بخش سازه ای در قالب سيمان سازه ای با رده های مقاومتی42/5 و 52/5 در اختيار کارخانجات مجاز توليد کننده بتن آماده که دارای گواهينامه استاندارد برای توليد بتن هستند، قرار داده شود.
2- سيمان توزيعی برای پروژه های عمرانی بزرگ و دستگاه های دولتی نيز بايد منطبق بر ساختار مصرف طبقه بندی شود.برای پروژه هايی از قبيل سد سازی که حجم قابل توجهی از سيمان اين بخش را به خود اختصاص مي دهد، بايد سيمان های پوزولانی و ويژه و نيز برای ساير بخش های
عمرانی که به صورت قطعات بتنی مورد استفاده مي شود نيز از طريق کارخانجات توليد کننده قطعات بتنی توزيع شود.بنابراين برای ورود به بحث سيمان ناگزير از انتخاب روش زير هستيم.

1- محاسبه سيمان مورد نياز هر يک از بخش های سازه ای و غير سازه ای و پروژه های مختلف عمرانی.
2- انتخاب نوع سيمان و مشخصات فنی سيمان مورد نياز برای هر بخش که بر اساس کاربردها و الزامات استاندارد مرحله مصرف و بهره برداری فرآورده سيمانی معين مي شود.

3- تحويل سيمان مورد نياز هر بخش به سازمان های مصرف که قادر به فرآوری و ساخت صحيح فرآورده های سيمانی هستند.

پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري:

علی اصغر کيهانی

مدير مجتمع توليدی- تحقيقاتی ايران فريمکو

WWW.Iranframeco.com

+ نوشته شده در  ساعت 9:48 قبل از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

طی 100 سال اخیر، زلزله‌ در مناطق مختلف جهان، جان صدها هزار نفر را گرفته و پیشرفت‌هایى که بشر در زمینه زلزله شناسى کسب کرده، به میزان ناچیزى از شمار قربانیان این فاجعه طبیعى کاسته است پایگاه اینترنتى بخش فارسى بی.بی.سى تاریخچه‌اى از زلزله‌هاى یکصد سال اخیر جهان ارائه کرده که با استناد به گزارش این پایگاه، روزشمارى از آن را مى‌آوریم.
زلزله در ایران
بزرگترین زمین‌لرزه یک‌صد سال اخیر ایران، زلزله استان گیلان بوده که 21 ژوئن 1991 برابر با 31 خرداد 1369 روى داد و در اثر آن حدود 40 هزار نفر کشته شدند.
در زلزله بم نیز که 26 دسامبر 2003 برابر 5 دى 1382 روى داد نزدیک به 30 هزار نفر کشته شدند. در این زمین لرزه همچنین تقریبا تمام ارگ تاریخى بم ویران شد.
در زمین‌لرزه 22 فوریه 2005 برابر با 3 اسفند 1383 نیز که به بزرگى 4/6 درجه به مقیاس ریشتر در منطقه‌اى دور افتاده در نزدیکى شهر زرند در استان کرمان روى داد، صدها نفر کشته‌شدند.
در ماه مى 1997 نیز بیش از هزار و 600 نفر در بیرجند در شرق ایران در اثر وقوع زلزله اى به بزرگى 1/7 درجه در مقیاس ریشتر، کشته شدند.
زمین لرزه طبس نیز که ماه سپامبر 1978 برابر با شهریور 1356 در شمال شرق ایران روى داد، هزاران کشته بر جاى گذاشت.
زلزله سپتامبر 1962 در منطقه بوئین زهرا در نزدیکى قزوین در ایران بیش از 20 هزار کشته داشت.

زلزله در جهان:
بزرگترین زمین‌لرزه در جهان، زلزله‌اى بود که در آبهاى اقیانوس هند روى داد و سونامى یا تسونامى نام گرفت. در اثر این زمین‌لرزه که 26 دسامبر 2004 برابر با 5 دى 1383، به بزرگى 9 درجه در مقیاس ریشتر روى داد، امواجى عظیم سواحل بسیارى از کشورهاى آسیایى مجاور اقیانوس هند را درنوردید و به کشته شدن صدها هزار نفر و ناپدید شدن افراد بسیارى انجامید.

زمین‌لرزه 28 مارس 2005 که به بزرگى 7/8 درجه در مقیاس ریشتر سواحل جزیره نیاس در اندونزى واقع در غرب سوماترا را لرزاند، حدود 1300 نفر کشته شدند.

24
فوریه 2004: در اثر وقوع زمین لرزه در شهرهاى مدیترانه‌اى کشور مراکش، دست کم 500 نفر کشته شدند. الجزایر شاهد شدیدترین زلزله در بیش از دو دهه تاریخ خود بود. وقوع زلزله در 21 مه 2003 در این کشور 2000 کشته و بیش از 8000 مجروح بر جاى گذاشت. 1

مه 2003: در اثر زمین لرزه در منطقه جنوب شرق ترکیه، بیش از 160 نفر از جمله 83 کودک در یک خوابگاه کشته شدند.

24
فوریه 2003: زمین لرزه در منطقه شین جیانگ در غرب چین به کشته شدن بیش از 260 نفر و تخریب حدود 10 هزار خانه منجر شد.

31
اکتبر 2002: زلزله، تمامى شاگردان یک کلاس درس را در دهکده اى در جنوب ایتالیا به کام مرگ فرستاد. در این زمین‌لرزه ساختمان مدرسه در اثر زلزله بر سر کودکان فرو ریخت.

بزرگترین زمین‌لرزه هند نیز در 26 ژانویه 2001 روى داد. این زمین‌لرزه‌ که به بزرگى 9/7 درجه در مقیاس ریشتر بود، بخش اعظم ایالت گوجرات در شمال غرب هند را نابود کرد و 20 هزار کشته برجاى گذاشت. در اثر این زلزله، بیش از یک میلیون نفر بى خانمان شدند. شهرهاى بوج و احمدآباد متحمل سنگین ترین خسارات ناشى از این زلزله شدند. 12

نوامبر 1999: در اثر وقوع زلزله اى به قدرت 2/7 در مقیاس ریشتر در شهر "دوچه" در شمال غرب ترکیه، حدود 400 نفر جان باختند.

21
سپتامبر 1999: زلزله اى به بزرگى 6/7 درجه در مقیاس ریشتر در تایوان رخ داد و حدود دوهزار و 500 نفر را به کام مرگ فرستاد. تمامى شهرهاى این جزیره در اثر زلزله خسارت دیدند.

17
اوت 1999: زلزله اى به بزرگى 4/7 درجه در مقیاس ریشتر شهرهاى "ازمیت" و "استانبول" ترکیه را به لرزه درآورد و بیش از 17 هزار کشته بر جاى گذاشت. 30

مه 1998: وقوع زمین شدید در شمال افغانستان به کشته شدن بیش از چهار هزار نفر منجر شد.

27
مه 1995: جزیره دورافتاده ساخالین در روسیه صحنه وقوع یک زلزله شدید به بزرگى 5/7 درجه در مقیاس ریشتر بود که یک هزار و 989 روس در اثر آن کشته شدند.

17
ژانویه 1995: زلزله در شهر کوبه ژاپن که کشورى زلزله‌خیز است و این امر در آنجا امرى عادى محسوب مى‌شود به کشته شدن 6 هزار و 430 نفر منجر شد.

30
سپتامبر سال 1993: در اثر وقوع زلزله در غرب و جنوب هند، حدود 10 هزار نفر کشته شدند.

7
دسامبر 1988: زلزله اى به بزرگى 9/6 درجه در مقیاس ریشتر مناطق شمال غرب جمهورى ارمنستان را به لزره درآورد و 25 هزار کشته بر جاى گذاشت.

19
سپتامبر 1985: مکزیکوسیتى، پایتخت مکزیک، شاهد زلزله اى شدیدى بود که ساختمان ها را با خاک یکسان کرد و بیش از 10 هزار کشته بر جاى گذاشت.

28
ژوئیه 1976: در شهر تانگشان چین زلزله اى رخ داد که شهر را به ویرانه اى تبدیل کرد و جان دست کم 250 هزار نفر را گرفت.

23
دسامبر 1972: در شهر "ماناگوآ"، پایتخت نیکاراگوئه زلزله اى به بزرگى 5/6 درجه در مقیاس ریشتر رخ داد و تا 10 هزار نفر را به کام مرگ فرستاد. ساختمان هاى بلندى که بدون رعایت اصول ایمنى ساخته شده و به راحتى فروریختند، عامل فاجعه اى خوانده شد که آغازگر آن زلزله بود.

31
مه 1970: زمین‌لرزه رشته‌کوه‌هاى "آند" در کشور پرو، باعث رانش زمین شد، شهر یونگى را مدفون کرد و 66 هزار را به کام مرگ فرستاد.

26
ژوئیه 1963: زلزله اى به بزرگى 9/6 درجه در مقیاس ریشتر شهر "اسکوپیه"، مرکز مقدونیه را به لرزه درآورد و یک هزار نفر را کشت.

22
مه 1960: شدیدترین زلزله اى که تاکنون در جهان ثبت شده به بزرگى 5/9 درجه در مقیاس ریشتر کشور شیلى را ویران کرد.

بزرگترین زمین‌لرزه یکصد سال اخیر ژاپن نیز اول سپتامبر 1923 در توکیو روى داد و به کشته شدن 142 هزار و 800 نفر منجر شد.

18
آوریل 1906: در سانفرانسیسکو، یک رشته زمین‌لرزه‌هاى شدید به وقوع پیوست که تا یک دقیقه ادامه یافت. در پى وقوع این زمین لرزه، بین 700 تا 3000 نفر یا در اثر فرو ریختن ساختمان ها و یا بروز حریق کشته شدند.

 www.icivil.ir                                                                        

+ نوشته شده در  ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

هر روز هنگام عبور از خيابان‌هاي شهر شاهد ساخت و سازهاي روز افزوني هستيم، ساختمان‌هاي مختلف از يك طبقه تا 60 طبقه كه جلوي آنها انواع مصالح ديده مي‌شود؛ سازه‌هايي كه گاه از بتن ساخته مي‌شوند و گاه از فولاد.در مورد اينكه كدام نوع سازه بر ديگري برتري دارد، اختلاف نظر شديدی بين سازندگان ساختمان‌ها وجود دارد. معمولاً معيارهاي ساخت، جواب‌هاي متفاوتي براي ما به همراه دارند.

عمده عوامل مؤثر در اين روند، هزينه، زمان و كيفيت ساخت هستند.هزينه ساخت و سود حاصل از اين سرمايه‌گذاری با زمان اتمام طرح رابطه تنگاتنگي دارند. بديهي است هر چه زمان طرح طولاني‌تر ‌شود شاهد افزايش قيمت مصالح، قيمت تمام شده طرح، هزينه‌هاي متفرقه و بازگشت ديرتر سرمايه خواهيم بود كه خوشايند هيچ سازنده‌اي نيست.

سازه‌هاي بتن آرمه در مقابل سازه‌هاي فولادي معمولاً نياز به هزينه كمتر و زمان بيشتري براي ساخت دارد؛ در حالي‌كه سازه‌هاي فولادي ابتدا نياز به سرمايه زيادي براي خريد آهن آلات دارد ولي در عوض شاهد سرعت اجراي بالاتري خواهيم بود.بنابراين در ساختمان‌هاي عادي كمتر از 6 طبقه در نهايت از اين منظر تفاوت زيادي وجود ندارد.

در اسكلت‌هاي فولادي حتماً بايد تمام اسكلت آماده باشد تا بتوان سقف را اجراكرد. به عبارت ديگر اول بايد تير و ستون‌هايي وجود داشته باشد تا بتوان روي آن سطحي به نام سقف يا همان كف اجرا كرد. در حالي‌كه در سازه‌هاي بتن آرمه ابتدا ستون‌هاي هر طبقه و سپس سقف همان طبقه كه خود مشتمل بر تير‌ها و كف يكپارچه‌تري نسبت به سازه‌هاي فولادي است اجرا مي‌شود.

مزيت اين روش نسبت به روش اول آن است كه مي‌توان طبقه مورد نظر را سريعتر براي اجراي ديگر مراحل از جمله تيغه چيني، اجراي تأسيسات مكانيكي و برقي و... در اختيار ساير پيمانكاران قرار داد كه خود موجب تسريع در روند طرح خواهد بود.

ولي به‌طور كلي زمان اجراي سازه‌هاي فولادي در مقياسهاي بزرگ تا حدودي كوتاه‌تر از سازه‌هاي بتن آرمه و هزينه‌هاي سازه‌هاي بتن آرمه كمتر از سازه‌هاي فولادي است كه هر سازنده‌اي با توجه به شرايط و معيار‌هاي خود تصميم‌گيرنده اصلي است.

حال با فرض وجود شرايطي كاملاً ايده‌آل، يعني عدم‌وجود محدوديت زمان و هزينه‌ها، عامل سوم يعني كيفيت سازه را بررسي مي‌كنيم. كيفيت را مي‌توان از جنبه‌هاي متفاوتي مانند مقاومت در برابر بارهاي ثقلي وارده و زلزله، مقاومت در برابر حرارت، ابعاد، دهانه‌هاي قابل پوشش، تعداد طبقات قابل طراحي، قابليت ترميم آسان و... مورد نقد و بررسي قرار داد. با توجه به گستردگي و پيچيدگي مسئله، در اينجا فقط تصميم‌گيري براي ساختمان‌هاي عادي را مورد توجه قرار مي‌دهيم.

اولين و مهم‌ترين نكته قابل ذكر در اين مورد مقاومت مصالح و ابعاد مصالح مصرفي است. معمولاً هر چه اعضای باربر ما ابعاد بزرگتر از نگاه عام و ممان اينرسي بالاتر از ديد مهندسي داشته باشد، رفتار سازه‌اي مناسب‌تر است و هر چه مصالح مصرفي كه در عرف ساختمان‌سازي‌ بتن يا فولاد هستند قابليت تحمل نيروهاي بيشتر را داشته باشند منجر به طراحي اعضاي ظريف‌تري خواهند شد.

اگر هر دو عامل در كنار هم قرار گيرند منجر به رسيدن به سختي و صلبيت بالاتري خواهند شد كه جزء اصلي‌ترين آيتم‌هاي طراحي يك مهندس محاسب به شمار مي‌روند.

در طراحي سازه‌ها، مقاومت بتن را 10 درصد مقاومت فولاد فرض مي‌كنند بنابراين ابعاد ستون‌ها و تيرهاي بتني، به‌مراتب بيش از سازه‌هاي فولادي است. البته اين ابعاد بزرگ اعضای بتني، ممان اينرسي بسيار بالاتري نسبت به گزينه ديگر به ارمغان خواهند آورد كه در نهايت سازه بتنی، سختي بالاتر و معمولاً رفتار سازه‌اي مناسب‌تری دارد.

« سازه‌هاي بتني سنگين هستند.» در پاسخ به اين ايراد بايد گفت: ابعاد بزرگ سازه تا جايي مورد پذيرش يك مهندس است كه منجر به سنگيني بيش از حد سازه نشود و با توجه به آنكه بحث ما در مورد سازه‌هاي عادي كمتر از 6 طبقه است تفاوت وزن اسكلت نيز آنچنان نخواهد بود تا مهندس طراح را به سمت طراحي سازه فولادي بكشاند. اين موضوع در بسياري از سازه‌هاي عظيم نيز صادق است كه برج 56 طبقه تهران نمونه بارزي از اين دست است.

بحث زلزله كه بحث داغ اين روزهاي تهران است مي‌تواند جنبه ديگري از كيفيت مناسب يك سازه باشد. سازه‌هاي بتن آرمه عادي و به ويژه مجهز به ديوارهاي بتني به‌علت سختي بالا نسبت به سازه‌هاي فولادي در برابر زلزله، در بيشتر موارد مقاومت بسيار بالايي از خود نشان مي‌دهند اما سازه‌هاي فولادي نيز مي‌توانند همين رفتار را از خود نشان دهند مشروط برآنكه طراحي مناسبي داشته باشند.

نكته قابل تامل اينجا است كه اين رفتار به چه قيمتي به دست خواهد آمد؟ اگر طراحي، يك طراحي بدون نقص باشد، هم سازه فولادي و هم سازه بتن آرمه در چند ثانيه وقوع زلزله، با حداقل خسارت ممكن جان سالم به در خواهند برد. اما كار به اينجا ختم نخواهد شد و پس از زلزله‌هاي زيادي شاهد شكستگي لوله‌هاي گاز و وقوع آتش سوزي‌هاي مهيب بوده‌ايم كه گاه از خود زلزله مخرب‌تر هستند.

با توجه به اينكه اطفاء حريق بلافاصله بعد از وقوع حادثه ممكن نيست، ساختمان بايد به گونه‌اي طراحي شود كه تا چند ساعت متوالي بتواند آتش را با حداقل خسارات وارده تحمل كند. در سازه‌هاي بتن آرمه مقاومت بالايي در برابر آتش سوزي وجود دارد، اما درسازه‌هاي فولادي درصورتي‌كه تمهيدات ايمني لازم در آنها صورت نپذيرد در چند دقيقه ابتدايی حريق، شاهد تخريب‌هاي بسيار سريع و غيرقابل جبران خواهيم بود كه اين مورد نيز مزيتي بسيار ارزشمند براي سازه‌هاي بتن آرمه به حساب مي‌آيد.

اما آنچه اكثر مهندسان را نسبت به سازه‌هاي بتن آرمه به شدت بد‌بين كرده، عدم‌قطعيت‌ها، يكنواخت نبودن مقاومت بتن و كم اطلاعي بسياري از سازندگان از نحوه عمل‌آوري و به دست آوردن نتيجه‌اي مطلوب از اين ماده است.
قابليت اشتباه در تهيه بالقوه اين نوع ماده در مقابل فولاد توجيه ديگري است كه از سوي عده زيادي در مخالفت با بتن ارائه مي‌شود، چرا‌كه ممكن است حين عمل آوری، مقاومت فشاری كمتر از حد مورد نياز به دست آيد.

اين گروه معتقدند جبران يك اشتباه در سازه‌های بتن آرمه در مواردي منجر به تخريب اجباري سازه مي‌شود در حالي‌كه فولاد در هر لحظه كه سازنده اراده كند با هزينه‌اي به نسبت پايين قابل ترميم و تقويت است

در پاسخ به اين ايراد بايد گفت اين عدم‌قطعيت‌ها در آيين نامه‌ها با اعمال ضريب ايمني بسيار بالايي پيش‌بيني شده تا جايي كه در موارد زيادي شاهد مقاومتي چند برابر مقاومت مورد نياز در ساخت اين قبيل سازه‌ها هستيم.از سوي ديگر اين عدم‌قطعيت كيفيت بتن در شالوده و سقف‌هاي سازه فولادي نيز وجود دارد و صرفاً متعلق به سازه‌هاي بتن آرمه نيست.

در نهايت بايد بر اين موضوع تاكيد كرد كه به‌طور كلي هم سازه‌هاي فولادي و هم سازه‌هاي بتن آرمه درصورتي كه در طراحي آنها سيستم مناسب و منطبق بر آيين‌نامه‌های به روز، مورد استفاده قرار نگيرد و متخصصين متبحر آنها را اجرا و مهندسين با تجربه بر اجراي آنها نظارت مستمر نكنند، هيچ رجحاني از نظر كيفيت و قابليت اطمينان بر ديگري ندارند.

فراموش نكنيم معيار چهارمي نيز در انتخاب وجود دارد؛ معياري كه 3 معيار هزينه، زمان و كيفيت را تحت سيطره خود قرار مي‌دهد: فولاد به‌عنوان يك سرمايه ملي ماده‌اي است كه ارزان به دست نمي‌آيد و همانند نفت روزي تمام خواهد شد؛ ماده‌اي كه بايد در صنايع ارزشمندتر ‌ و يا حداقل در سازه‌هاي خاص كه نياز به ظرافت خاصي دارند و پس از بررسي‌هاي علمي برتري فولاد در آن محرز شده، مورد استفاده و بهره برداري قرار گيرد تا شاهد رشد اقتصادي در ديگر زمينه‌ها باشيم.

به‌نظر نويسنده استفاده از سازه‌هاي بتن آرمه با توجه به مصرف به‌مراتب پايين‌تر از فولاد (به‌صورت ميلگرد) هم از نظر سازه‌اي و هم از نظر اقتصادي و هم از جنبه ملي به‌مراتب مناسب‌تر و بهينه‌تر از سازه‌هاي فولادي است.
به نقل از www.icivil.irهمشهری انلاینو برگرفته از

+ نوشته شده در  ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

نوع جديدي از بادبندها كه به تازگي استفاده از آن رو به افزايش مي باشد سيستم بادبندي خارج از محور1(EBF) ميباشد. اما متاسفانه اكثر طراحان آشنايي اندكي با نحوه طراحي اين سيستم بادبندي دارند.و اكثرا” به اين سيستم به چشم يك بادبند پرده اي و در جهت تطبيق با نقشه معماري (به طور مثال در محل در و پنجره )نگاه مي‌شود ؛ به همين جهت به نظر مي رسد لازم باشد كه در اين زمينه بحث بيشتري انجام گيرد.

در طرح و محاسبه شكلهاي مشبك و خرپاها تاكيد بر اين نكته هست كه تلاشهاي به وجود آمده همه به صورتنيروهاي محوري باشند و امتداد محور اعضاي جمع شده در يك گره تا حد امكان در يك نقطه تلاقي نمايد تا از به وجود آمدن لنگرهاي خمشي جلوگيري شود. تحقيقات سالهاي اخير در طراحي سازه هاي مقاوم در برابر زلزله نشان داده كه با طرح مهاربندي خارج از مركز، در سازه هاي فولادي مي توان مزايايي در تامين شكلپذيري سازه و اطمينان بر رفتار آن در زلزله به دست آورد. چنانچه در شكل (1) ديده مي شود مهاربندي خارج از محور به اين ترتيب به عمل مي آيد كه طراح به ميل خود مقداري خروج از مركز (e) را در مهاربنديهاي نوع 7 و8 (و يا انوا ع ديگر) تعبيه مي كند ، به طوري كه لنگر خمشي و نيروي برشي در طول كوتاهي از تير (يعنيe) كه به نام تيرچه ارتباطي (Link beam) ناميده مي شود به وجود آيد. تيرچه ارتباطي ممكن است در اثر لنگر خمشي به جاريشدن برسد؛ در اين صورت ارتباط را خمشي(Moment link) ميگويند ويا اينكه اگر طول (e) خيلي كوتاه باشدجاري شدن در برش اتفاق افتد كه در اين صورت ارتباط را برشي(Shear link) مي نامند. به اين ترتيب مي توان با كنترل شكلپذيريي تيرچه ارتباطي، شكلپذيري قابل اطميناني براي كل سازه ، درزلزله به دست آورد. مطابق آيين نامه 2800 ضريب شكلپذيري براي اين سيستم سازه اي R=7 ميباشد، كه در مقايسه با سيستم
هم محور
R=6)) حدود 15 درصد شكلپذيرتر ميباشد ، كه همين مساله باعث كاهش برش پايه زلزله به همين ميزان مي شود.

-تركيب اين سيستم با سيستمهاي سازه اي ديگر:

الف: تركيب در پلان:در بسياري از موارد ديده شده است كه طراحان در يك طبقه در يك يا چند دهانه از سيستم خارج از محور و در يك يا چند دهانه ديگر به موازات بادبندهاي نوع اول از بادبندهاي هم محور استفاده نموده اند. در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه از آنجايي كه نوع رفتار اين سيستم با سيستم هم محور متفاوت مي باشد، اساساً استفاده از اين سيستم در تركيب با سيستم هم محور در يك جهت و يك پلان كاملاً مردود
ميباشد و باعث ايجاد رفتارهاي غير متعارف در سازه در هنگام زلزله ميشود؛ به همين جهت به طراحان توصيه ميشود كه اگر تمايل به استفاده از اين نوع سيستم بادبندي دارند ، در پلان، تمامي دهانه هاي بادبندي را به صورت خارج از محور طراحي نمايند . البته اين مساله مانع استفاده از تركيب اين سيستم با سيستم قاب خمشي به صورت سيستم دوگانه و ضريب رفتار
R=7.5 و يا استفاده از يك سيستم مقاوم متفاوت در جهت متعامد با جهتي كه از سيستم برون محور استفاده شده است ، نمي باشد.

ب: تركيب در ارتفاع:در اين زمينه نيز در موارد بسياري ديده شده است كه طراحان در يك دهانه بادبندي خاص در برخي طبقات (عموماً بنا به ملاحظات معماري) از سيستم خارج از محور استفاده كرده و باقي طبقات را به صورت بادبند هم محور طراحي نموده اند. در اينجا نيز بايد به اين نكته توجه داشت كه آيين نامه2 تركيب اين سيستم با سيستمهاي ديگر را در ارتفاع، به طور كامل ممنوع كرده است ، مگر در موارد زير:

1-       براي بادبندهاي برون محور بالاتر از 5 طبقه ميتوان بادبند طبقه آخر را به صورت هم محور و بدون تيرچه ارتباطي طراحي نمود.

2-       طبقه اول يك بادبند برون محور بيش از 5 طبقه مي تواند هم محور باشد به شرط آنكه بتوان نشان داد كه ظرفيت الاستسك آن 50 درصد بزرگتر از ظرفيت تسليم طبقه بالاتر از طبقه اول باشد.

پس همانطور كه ديده ميشود بهتر است در صورت تمايل طراحان به استفاده از اين سيستم بادبندي ، تمامي طبقات (مگر در موارد استثنا شده در بالا) به صورت خارج از محور طراحي گردند.

-طراحي تير در دهانه بادبندي: در سيستم بادبندي هم محور طراحي تيرها در دهانه هاي بادبتدي همانند ديگر تيرهاي معمولي وتحت بارهاي ثقلي انجام مي پذيرد و در تركيب بار زلزله نيروي قابل توجهي در اين تيرها ايجاد نميشود ؛ اما در سيستم برون محور علاوه بر برش و لنگرهاي بارهاي ثقلي ، در تركيب بار زلزله ودر اثر نيروهاي محوري ايجاد شده در بادبندها يك سري لنگر و برش اضافي در اين تيرها ايجاد مي شود و باعث بحراني
شدن تركيب بار زلزله براي طراحي اين تيرها مي شود . معمولاً محل بحراني در اين تيرها محل اتصال بادبند به تير مي باشد و در اين محل عموماً احتياج به ورق تقويتي بال بالا وپايين مي باشد.-طراحي تيرچه ارتباطي :يكي از مهمترين و حساسترين مسايل در سيستم برون محور ، طراحي
تيرچه ارتباطي مي باشد ؛ مساله اي كه اكثر طراحان به راحتي از كنار آن ميگذرند. برخي از مسايلي كه در طراحي تيرچه ارتباطي بايد به آن توجه نمود ، به شرح زير مي باشد:

1- مطابق آيين نامه(( تيرچه ارتباطي بايد تمامي شرايط مقطع فشرده را دارا باشد.)) به اين ترتيب در صورت عدم استفاده از مقاطع نورد شده و استفاده از مقاطع ساخته شده (تيرورق) بايد محدوديتهاي مقطع فشرده در آن رعايت شود و مخصوصاً اتصال بال و جان تيرورق (حداقل در قسمت تيرچه ارتباطي) بايد با جوش پيوسته (ونه جوش منقطع) انجام گيرد. ضمن آنكه بايد توجه داشت كه جوش اتصال بال به جان بايد در برابر تنشهاي برشي
موجود كفايت لارم را داشته باشند.(اين مساله در تيرچه هاي ارتباطي كوتاه كه معمولاً به صورت برشي عمل نموده و داراري برشهاي زيادي هستند بسيار حساستر ميباشد.)

3- مطابق آيين ئامه ((جان قطعه رابط بايد از يك ورق تك بدون هرگونه ورق مضاعف كننده تشكيل يابد و هيچگونه بازشويي نبايد در جان قطعه رابط تعبيه شود.)) به اين ترتيب همانطور كه مشخص است استفاده از مقاطع دوبل (به علت وجود بيش از يك جان ) و مقاطع زنبوري (به علت وجود سوراخ در جان ) براي قطعه رابط از نظر آيين نامه يك امر كاملاً مردود مي باشد؛ امري كه متاسفانه بسيار معمول مي باشد. گاهي ديده شده است كه برخي
طراحان براي قطعه رابط از مقطع زنبوري استفاده نموده و تمامي سوراخها را در قسمت تيرچه ارتباطي به وسيله ورق تقويتي جان مي پوشانند، كه اين مساله نيز به اين دليل كه ورق تقويتي جان به نوعي يك ورق مضاعف كننده مي باشد، از نظر آيين نامه مردود ميباشد. پيشنهاد ميشود كه در صورت عدم جوابگويي مقاطع نورد شده تك براي اين تيرها، طراحان از مقطع
I شكل و به صورت تيرورق و با جوش پيوسته جان وبال در قسمت قطعه رابط استفاده نمايند و به هيچ وجه از مقاطع دوبل وزنبوري استفاده ننمايند.

4- مطابق آيين نامه ((در انتهاي قطعه رابط كه عضو قطري به آن متصل است، بايد سخت كننده جان در تمام ارتفاع ، در دو طرف قرار داده شود.)) يكي از شايعترين ايرادات در طراحي قطعه رابط همين مساله ميباشد ، كه طراحان بايد به اين مساله توجه بيشتري نمايند. اين مساله به غير از سخت كننده هاي مياني قطعه رابط ميباشد كه لزوم قرارگيري يا عدم قرارگيري آنها بايد توسط طراحان مورد بررسي قرار گيرد.

5-طراحي عضو قطري (بادبند):طراحي عضو قطري در اين سيستم مشابه سيستم هم محور ميباشد با اين تفاوت كه طبق آيين نامه ((هر بادبند بايد داراي مقاومت فشاري 1.5 برابر نيروي محوري نظير مقاومت خمشي قطعه رابط باشد.)) با توجه به اينكه در حالت طراحي معمولي مقاومت فشاري بادبند و مقاومت خمشي قطعه رابط به همديگر نزديك ميباشند ، رعايت اين بند باعث بالا رفتن سطح مقطع بادبند تا حدود 50 درصد نسبت به طراحي حالت معمولي در اين سيستم ميشود؛ ضمن آنكه بايد توجه داشت كه در اين سيستم به دليل آنكه
معمولاً زاويه بادبندها با افق نسبت به سيستم هم محور بيشتر مي باشد ، نسبت به سيستم هم محور نيروي محوري بيشتري در بادبندها ايجاد مي شود.

-نتيجه گيري:استفاده صحيح از اين سيستم بادبندي باعث شكلپذيري بيشتر سازه و كاهش برش پايه زلزله ميشود ؛ اما در طراحي اين بادبندها بايد دقت كافي در جهت رعايت كليه نكات آيين‌نامه اي چه از طرف طراحان و چه از طرف دستگاههاي نظارتي انجا م پذيرد. طراحي صحيح اين بادبندها منجر به بادبندها و تيرهايي سنگينتر از حالت بادبند هم محور مي شود ؛ به همين جهت پيشنهاد مي شود كه طراحان حتي الامكان از اين سيستم به عنوان اولين گزينه استفاده ننمايند

                                       

 منبع از http://www.parsigold.com  

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:49 بعد از ظهر  توسط اسماعیل محمدی  | 

 
چهار قانون طلايي مهندسين ساخت وطراحي 1. وظيفه اوليه يك مهندس طراح ساخت سيستمي است كه براي سازنده ، ساختن آن سخت و براي تعميركار، تعمير آن ناممكن باشد. 2. در طراحي هر سيستم لااقل بايد يك قطعه از رده خارج ،‌2 قطعه دست نايافتني و 3 قطعه هنوز در مرحله طراحي وجود داشته باشد. 3. هيچ چيز نبايد طبق زمان بندي و بودجه كارفرما ساخته شود. 4. هيچ عيبي در طراحي نبايد ديده شود ،‌ مگر در بازرسي نهايي محصول.